![]() |
![]() |
|
| """فرياد نزن اي عاشق من صدايت را درون قلب خود مي شنوم """ |
گفتی که دوست داری به راههای عمیق دشتها بنگری به ان راههای پر طراوت که عابران ناشناس بسیاری از انها گذشته اند اما راههای دیگری نیز وجود دارند راههای پیچ در پیچ,درون دشت قلب ما که بیشتر رهگذران قدیمی ان امروز گم هستندو ناپیدا... کودکان تنها,همسران سپیدموی مردان و زنانی که دیروز جوان بودند و دوستانی که زمانی در کنار ما بودند... جای قدمهای انان هنوز در دشت قلب ماست در سالگرد عبورشان نگذاریم که این جاده ها مطرود و خالی بمانند به دنبال مسافری باشیم هر چند غریب هرچند پرشتاب... اما کسی که لحظه ای از جاده قلب ما بگذرد... |
|
+ نوشته شده در
نهم مرداد 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبم یادت را جا گذاشتی روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی بی تو کودوم ستاره پا به شبم بزاره ابر کودوم اسمون رو تشنگی ام بباره بی تو چی مونده با من جز یک صدای خسته جز یک نگاه خاموش جز یک دل شکسته بال و پرم بودی خبر نداشتی تاج سرم بودی خبر نداشتی سایه به سایه هر طرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم کوه غم را رو شونم دیدی و بر نداشتی من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی |
| پیوندهای روزانه |
|
ایول سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|