![]() |
![]() |
|
| """فرياد نزن اي عاشق من صدايت را درون قلب خود مي شنوم """ |
|
در فراقت خفته بر سينه سخن ها در دو دستم جاي دستاي تو خالي است در نگاهم ياد چشمان تو جاري است
عاشقم عاشق ترينم اي پناه آخرينم با تو خوشبخت زمينم عاشقم عاشق ترينم اي پناه آخرينم با تو خوشبخت زمينم.
|
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 22 توسط سحر |
|
|
+++ شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
+++ به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم +++ هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي +++ آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟ +++ براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 22 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 22 توسط سحر |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 22 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 2 توسط سحر |
|
|
فردا نیوز : معاون دادستان تهران گفت: هيچ قانوني براي برخورد با مدل موي سر آقايان وجود ندارد و چنانچه ناهنجاري در اين مورد وجود داشته بايد با فرهنگسازي موضوع را مرتفع كرد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 2 توسط سحر |
|
|
ایسکانیوز : شکل هایی عجیب و غریب که باد در یک مزرعه سوییس ترسیم کرد هر بیننده ای را به وجود آورد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 2 توسط سحر |
|
جام جم آنلاين: زوجي امريكايي در رنو ، نوادا ، اعتراف كردند به قدري در بازيهاي رايانهاي غرق ميشدند كه حتي از دادن غذا به فرزندان خود امتناع ميكردند. به گزارش گاردين ، پسر 22 ماهه و دختر 11 ماهه اين زوج ماه گذشته هنگامي كه مددكاران آنان را به بيمارستان بردند دچار سوءتغذيه شديد و نزديك به مرگ بودند. مايكل استراو 25 ساله و لانا استراو 23 ساله با خطر 12 سال زندان مواجه هستند. پليس گفت: هنگام نجات بچهها از دست والدينشان موي سر دخترك آلوده به ادرار گربه بود و برادرش از شدت گرسنگي كه روي رشد عضلاتش تاثير سوء گذاشته بود ، با دشواري راه ميرفت. |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم تیر 1386ساعت 2 توسط سحر |
|
|
.~~~. . . ’’~-,,_. . . . . . .. ,-’. . . . ’-,~~-,
. |. . . . . . . . . . ¯’~-,. . .. ,’. . /. . . . ’,. . . ’-, . ’,. . .. . .. .. ... . . .. ’-,. . |.. /. . . . . . . . . ,’ .. ’~-,. . . . . . . . . . . . .. |. |. . . . . . . . . / . . . .¯’’’’~~~~~~~’. . . |,,, . . . . . . .. / . . . . . . . . . . . . ’-,. . ’. ~ ~’ ’-,. . . . .. / . . . . . . . . . . . .. /’. . .. OO. . ’ ~--~~’ . . . . . .. . . . .. ,-’-. . ,-~¯¯~-,. . . . .. ’-, . . . . . . . . . . ,-’. . . .. ’~-,,,-~’. .. . . . . ’, . . . . . . . . .. /. . . . . . . . . . .. ,_,-. . .. / . . . . . . . . .. ’,. . . .. ,_;’. .. |. . . /. . .. ,’ . . . . . . ... .. ’-,. . . .. ’’’~-~"~~".. ,~’ . . . . . . . . . . . .. ’~--,,_. . ’~~’. ,- ’ . . . . . . . . . . . . . . . . . |’’. . . ~’,-, . . . .بدو بیا . . . . . . . .. /. .. ,. . .. ’~-~""~-, . . . . . .من آپم . . . . . .. /. . ,,--’~--,,_,,-.. ).. ) . . . . . . . . . . . . . . .. /.. .- ’. . . . . .. ’~,~’"" . . . . . . . . . . . . .. /. ~’. . . . . . . . . .. )_,,_ . . . . . . . . . . . . .. |. . . . . . . . . . . }__""~, . . . . . . . . . . . . .. ,_. . . . . . . _,,,--~’¯.. ¯’~, . . . . . . . . . . . . . . . ’~-,,,,,,. . . . . . . . ~-,. ’-, . . . . . . . . . . . . . . . . . .. .. ’~-,,__. . .. _,),--" ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ..........a$$...............s$ ____________***__*_**** ___________
_________________##________## ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
|
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14 توسط سحر |
|
|
_______________888888____________GHELYOOON
________________8888_____________GHELYOOON _________________88______________GHELYOOON _________55_888888888888_________GHELYOOON __________55_____88______________GHELYOOON ___________55___8888_____________GHELYOOON ____________55__8888_____________GHELYOOON _____________55__88______________GHELYOOON ______________55_88______________GHELYOOON ________________8888_____________GHELYOOON _________________88______________GHELYOOON _________________88______________GHELYOOON ________________8888_____________GHELYOOON _________________88______________GHELYOOON _________________88______________GHELYOOON _______________888888____________GHELYOOON ______________88888888___________GHELYOOON ______________88888888___________GHELYOOON ______________88888888___________GHELYOOON _____________8888888888__________GHELYOOON بچه ها قليون اپ شد |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13 توسط سحر |
|
|
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارددوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابد
عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی و عطری ویژه خویش دارد ، می توان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست عشق با شناسنامه بی ارطبات نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست عشق در هر رنگی و سطحی ، با زیبائی محسوس ، در نهان یا آشکار ، رابطه دارد . چنانکه " شوپنهاور" میگوید : (( شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزائید ، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید ))! اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبائی های روح که زیبائی های محسوس را به گونه ای دیگر میبیند . عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است ، اگر دوری به طول بینجامد ضعیف میشود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال میکشد .و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و (( دیدار و پرهیز )) ، زنده و نیرومند میماند . اما دوست داشتن با این حالت نا آشناست . دنیایش دنیای دیگریست عشق جوششی یکجانبه است ، به معشوق نمی اندیشد که کیست ، یک خود جوشی ذاتی است ، و از این رو همیشه اشتباه میکند . در انتخاب به سختی میلغزد و یا همواره یکجانبه میماند و گاه میان دو بیگانه ناهماهنگ ، عشقی جرقه میزند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمیبینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنائی آن چهره یکدیگر را میتوانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن عشقعاشق و معشوق که در چهره هم مینگرند ، احساس میکنند هم را نمیشناسند و بیگانگی و نا آشنائی پس از عشق – که درد کوچکی نیست – فراوان است اما دوست داشتن در روشنائی ریشه میبندد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این روست که همواره پس از آشنائی پدید میاید . و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنائی را در سیما و نگاه یکدیگر میخوانند ، و پس از ((آشنا شدن)) است که ((خودمانی)) میشوند - دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم میگریزد - و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و کلام یکدیگر احساس میشود و از این منزل است که ناگهان ، خود بخود ، دو همسفر به چشم میبینند که به پهندشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی (( ایمان)) در برابرشان باز میشود و نسیمی نرم و لطیف - همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن ، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه در میاورد – هر لحظه پیام الهان های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین های دیگر و عطر گلهای مرموز وجانبخش بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ ، هر لحظه ، بر سر و روی ایندو میزند عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی ((فهمیدن)) و ((اندیشیدن)) نیست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین میکند و با خود به قله بلند اشراق میبرد عشق زیبائی های دلخواه را در معشوق میافریند و دوست داشتن زیبائی های دلخواه را در دوست میبیند و میابد عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن عشق بینائی را میگیرد و دوست داشتن میدهد عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر از عشق هرچه بیشتر میشنویم سیرابتر میشویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ، تشنه تر عشق هرچه دیرتر میپاید کهنه تر میشود و دوست داشتن نو ت عشق نیروئیست در عاشق ، که او را به معشوق میکشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ایست در دوست ، که دوست را به دوست میبرد . عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست عشق معشوق را مجهول و گمنام میخواهد تا در انحصار او بماند ، زیرا عشق جلوه ای از خود خواهی یا روح تاجرانه یا جانورانه آدمیست ، و چون خود به بدی خود آگاه است ، آنرا در دیگری که میبیند ؛ از او بیزار میشود و کینه برمیگیرد . اما دوست داشتن ، دوست را محبوب و عزیز میخواهد و میخواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند . که دوست داشتن جلوه ای از روح خدائی و فطرت اهورائی آدمیست و چون خود به قداست ماورائی خود بیناست ، آنرا در دیگری که میبیند ، دیگری را نیز دوست میدارد و با خود آشنا و خویشاوند میابد در عشق رقیب منفور است و در دوست داشتن است که (( هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند )) که حصد شاخصه عشق است چه ، عشق معشوق را طعمه خویش میبیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش برباید و اگر ربود ، با هردو دشمنی میورزد و معشوق نیز منفور میگردد و دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است ، یک ابدیت بی مرز است ، از جنس این عالم نیست عشق ریسمان طبیعی است و سرکشان را به بند خویش در میاورد تا آنچه آنان ، بخود از طبیعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ میستاند ، به حیله عشق ، بر جای نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است و دوست داشتن عشقی است که انسان ، دور از چشم طبیعت ، خود میافریند ، خود بدان میرسد ، خود آنرا ((انتخاب)) میکند . عشق اسارت در دام غریزه است و دوست داشتن آزادی از جبر مزاج . عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح . عشق یک (( اغفال )) بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد و به روزمرگی – که طبیعت سخت آنرا دوست میدارد – سر گرم شود و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهی ترس آور آدمی در این بیگانه بازار زشت و بیهوده .عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن (( همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن )) است |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 13 توسط سحر |
|
مرد تنها بودم اما بی تو تنها تر شدم |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12 توسط سحر |
|
|
در پنجر ه ای جدا باز کنید
http://irapic.com/uploads/1184710813.jpg http://irapic.com/uploads/1184795543.jpg http://irapic.com/uploads/1184755157.jpg http://irapic.com/uploads/1184736076.jpg http://irapic.com/uploads/1184736262.jpg http://irapic.com/uploads/1184743465.jpg |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 2 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1 توسط سحر |
|
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1 توسط سحر |
|
|
روزي اگر
دريك ثانيه به لحظه اي به اندازة پلك زدني يادم در ذهن كسي شعله زند شك ندارم كه دل من تمام عمرش را به يادش گرم و آتشين مي زند طپش و بي شك چشم هايم براي ديدارش دوخته ميشود به راه باشور باشوق نگاهت پر شور مثل بارون قدم هايت جانبخش همچو نفس حالا كه قسمت شده قدم بر چشم و ديده من گذاشتي حضورت چشمان خاموشم را بيدار ميكند رو به افق هاي دور خوشبختي رو به پرواز بي نهايت زندگي نگاه مهربانت را از من دريغ مكن چون دل سادة من زود به نگاهت عادت ميكند پس بخاطر بيداري چشم هايم نگاهت را از من دريغ مكن چون زين پس چشم هايم تا هميشه بيدارند... به شوق ديدار دوبارة نگاهت نازنين و ديگر دلم طاقت دوري از مهرباني ات را ندارد اون شعله اون سلام و اون نگاه آغازی با شکوه این شوق این شور و این انتظار شکوفا و پایدار ×××××××××××××××× اميرمشيري شاعر و ترانه سرا ×××××××××××××××× |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم تیر 1386ساعت 17 توسط سحر |
|
|
آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه اگه حتي به دو بار كشيد اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره اگه اين كارو كرد اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه اگه نشد اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد اگه غير از اين بود اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره اگه غير از اين شد اون عشق نيست منبع :http://dodarebaza.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
پسر 11 ساله هندي به دليل رشد غيرمعمول موهاي زياد بر روي صورتش در انتظار مشورت با پزشكان در يك اردوي پزشكي است.
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم تیر 1386ساعت 1 توسط سحر |
|
|
Boss*.*Boss*
*Boss*...*Boss* *Boss*...*Boss* *Boss*..*Boss* *Boss**Boss* *Boss*.*Boss* *Boss*...*Boss* *Boss*...*Boss* *Boss*..*Boss* *Boss**Boss* ...........*Boss* ...*Boss*....*Boss* ..*Boss*......*Boss* .*Boss*........*Boss* .*Boss*........*Boss* .*Boss*........*Boss* ..*Boss*......*Boss* ...*Boss*....*Boss* ...........*Boss* .........*Boss* ...*Boss*...*Boss* .*Boss*.......*Boss* ...*Boss*......*Boss* ......*Boss* ...........*Boss* *Boss*......*Boss* .*Boss*.......*Boss* ...*Boss*...*Boss* .........*Boss* .........*Boss* ...*Boss*...*Boss* .*Boss*.......*Boss* ...*Boss*......*Boss* ......*Boss* ...........*Boss* *Boss*......*Boss* .*Boss*.......*Boss
Kiss*.......*Kiss* 29خرداد |
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23 توسط سحر |
|
|
"راز عاشقي" عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعرو از عطر بهار عشق يعني تمنا يك نياز زمزمه از عاشقي با سوزوساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو.در دست او عشق يعني مهتاب از يك نگاه غرق گل بوسه تا وقت پگاه " عشق يعني شورعشق" گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني بي تو هرگز پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هرچه داري نيم كن " از برايش قلب خود تقسيم كن" |
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1386ساعت 17 توسط |
|
|
يه روز عشقتو دزديدم براي اينكه جا ش مطمئن باشه!!! گزاشتمش تو قلبم. اما نمي دونستم يه روز براي اينكه پسش بگيري!!! قلبم رو ميشكوني.
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1386ساعت 17 توسط سحر |
|
|
هـــــــــمه مي گن عاشقي واسه يه لــــحظه ست |
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
نواي عشق رامن طاقتِ گفتن ندارم
رداي مهر را اندام پوشيدن ندارم براي عشق پاکم غير از اين دل براي عرضه وُ ديدن ندارم تقديم به دوست گلم سالي جون |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم تیر 1386ساعت 0 توسط سحر |
|
|
اقاقی ها مرا دیدند
اقا قی ها به من گفتند بر گردم شقایق دختر معصوم گلها گریه سر دارد
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم تیر 1386ساعت 0 توسط سحر |
|
|
آخرین جادوی کهنه نمی ای تابه دلم سر بزنی که بیای توخلوتم دربزنی نمی دونی که چقدرسختِ برام اگه باکس دیگه پر بزنی آخه عشق توهمه وجودم گریه نیمه شبا سرودم می میرم واست اگه یه باربگی که تموم زندگیت وجودم من دلم می خوادهمیشه تونگاهات بشینم واسه حلقه ی اشکِ توی چشمات بمیرم من دلم می خوادکه طاقت باشه تو پاهای خسته ات ولی درعشق تومن دریائی از دل کم میارم آخرین قصه عشقی توکتابِ خاطره آخرین جادوی کهنه توی دستِ ساحره آخرین بهانه ای توواسه دیدارِ بهار آخرین نفس برای دلی که منتظره تو همون لحظه ی نابی واسه دیدار قناری واسه پرزدن به رویاونوشتن یادگاری توخودنشستن شبنمی رو برگِ ترگل تاروابرهای محبّت بشینی وبازبباری می دونم که قصه مون تموم شده اون همه عشق ووفا حروم شده بی تو من خطّ سیاهم می دونم که بهار عشقمون خزون شده
منبع: خسته ی عاشق (مجتبی دوستم ) |
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم تیر 1386ساعت 0 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبم یادت را جا گذاشتی روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی بی تو کودوم ستاره پا به شبم بزاره ابر کودوم اسمون رو تشنگی ام بباره بی تو چی مونده با من جز یک صدای خسته جز یک نگاه خاموش جز یک دل شکسته بال و پرم بودی خبر نداشتی تاج سرم بودی خبر نداشتی سایه به سایه هر طرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم کوه غم را رو شونم دیدی و بر نداشتی من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی |
| پیوندهای روزانه |
|
ایول سایت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|