تبليغاتX
من صدايت را درون قلب خود مي شنوم
"""فرياد نزن اي عاشق من صدايت را درون قلب خود مي شنوم """
فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگا قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين-
+ نوشته شده در  هفتم تیر 1386ساعت 19  توسط سحر | 
به يارو ميگن ترمز ABS چيه؟
   ميگه: ايلده تو پيچ ها كاره يا ابولفضل رو ميكنن !!!!

 

آقاهه مي ره خارج، ازش مي پرسن اسمت چيه؟ مي گه:
sun god between two water gold shit dear wife
شمس اله مياندوآبي زرگنده

  يارو از كنار ديوار رد ميشده، يه كاغذ ميافته رو سرش مي ميره، ملت جمع ميشن
      ببينن چي شده، مي بينن رو كاغذه نوشته آجر

يارومي افته تو چاه ميگه حالا خدا را شكر كه تهش سوراخ نبود!

 

 سوال روانشناسي: با جواب دادن به اين سوال مي توانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه!
سوال: افسرده هستيد يا نه؟؟

 

از يكي مي پرسند آيا ماه مسكونيه؟
ميگه: آره. مگه نمي بيني كه شب ها چراغ هايش روشنه!

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  هفتم تیر 1386ساعت 18  توسط سحر | 

فرق شوهر كردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت



به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه
فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو كه خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟

وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده

چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند

وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
كار نيكو كردن از پر كردن است

به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
بيوه

به مردي كه نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟
بيوه

چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند

ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند ولي زنها از سي هزار كلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزي نيست . فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه

مامان ، من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه !؟

بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
مجرده ! شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده

آگهي نيازمندي : به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك
زن نيازمنديم

به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
يك شروع خوب

وقتي خدا مرد رو آفريد ، داشت تمرين ميكرد

مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش

فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده ، اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه

فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده

چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه
+ نوشته شده در  هفتم تیر 1386ساعت 18  توسط سحر | 

 

 گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان ،مهستي، خواننده مشهور ايراني كه از بيماري سرطان روده رنج مي برد، به سن ۶۱ سالگي درسانتا روزاي  كاليفرنيا و با ايمان آوردن به عيسي مسيح در خداوند به خواب رفت .

مهستي كه نام اصلي اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او كه خواهر ديگر خواننده محبوب ايراني هايده است، توسط پرويز ياحقي، آهنگساز پر آوازه ايراني، كشف ومعرفي شد.

مهستي كار خوانندگي را از برنامه گل هاي رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» كه ساخته پرويز ياحقي بود، شروع كرد.

در آغاز، مهستي با مشكلات زيادي از طرف خانواده اش براي  شروع كارخوانندگي مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستي تصميم گرفت كه با تصوير جديدي از زن خواننده ايراني پا به عرصه بگذارد. مهستي همواره خود را خواننده اي معرفي مي كرد كه به ارزش هاي خانوادگي احترام مي گذارد.

مهستي همزمان با انقلاب در ايران به بريتانيا و سپس به آمريكا مهاجرت كرد.

در سال ۲۰۰۵ ميلادي، به خاطر« يك عمر فعاليت هنري» از مهستي در مجلس باشكوهي در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.

در مارس ۲۰۰۷ مهستي اعلام كرد كه دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش كرد تا جامعه ايراني مقيم آمريكا را بيشتر با بيماري سرطان و نقش تمرين هاي فيزيكي در درمان اين بيماري آشنا كند.

مهستي در آخرين سالهاي عمرش به عيسي مسيح ايمان آورد و تعميد يافته بود .

 

 

+ نوشته شده در  ششم تیر 1386ساعت 1  توسط سحر | 

ماه گذشته «مهستي» در دبي چند كنسرت برگزار كرد. آهنگ‌هاي قديم و جديد. بعضي براي آنها كه مي‌خواستند تجديد خاطره كنند و برخي براي آنهايي كه از ايران آمده بودند تا مهستي را ببينند. شبي كه با مهستي مصاحبه كردم بيرون سالن پر از آدم‌هايي بود كه مي‌خواستند با او عكس بگيرند.


«افتخار» يا مهستي خواننده‌اي كه با راديو و برنامه گلها پا به عرصه موسيقي گذاشت متولد سال ۱۳۲۵ و خواهر يكي از خواننده‌هاي به نام ايران يعني هايده است. اين دو خواهر تقريبن سعي كردند در سايه ديگري قرار نگيرند و به هر حال يادمان‌هاي بسياري را در ترانه براي ايرانيان بر جاي گذارده‌اند. امروز هم هستند كساني كه «تنها با گل‌ها»ي او را هنوز زير لب زمزمه مي‌كنند. مهران خواننده جواني كه همراه او بود، اين مصاحبه را برايم هماهنگ كرد. خيلي دوستانه رفتار كرد و دستم را در دست مهستي گذاشت.

يك تشكر خشك و خالي حداقل چيزي است كه مي‌توان از او كرد. مهستي ساكن آمريكا است و بنابر دعوت كاباره تهران براي ۱۰ روز در دبي برنامه داشت. زمان بسيار كم بود، براي همين اين گپ و گفت شد: مصاحبه كوتاهي با مهستي.

مهستي چند ساله كه مي‌خونه؟
من الان چهل ساله كه مي خونم.

عمر بلندي براي يك خواننده است، نه؟
بله خيلي بلند، اما اونقدر عاشق صحنه و خوندن و مردم هستم كه هيچ وقت احساس نمي كنم چهل ساله مي‌خونم.

البته از يك خانم نمي‌شه پرسيد چند سالتونه؟
نه سن من كاملن معلومه، من ۵۹ سال دارم.

خانم مهستي يادتون مي‌ياد اولين آهنگي كه خونديد چي بود؟
آنكه دلم را برد و خدايا... گلهاي ۴۲۰ .. من عاشق برنامه گل‌ها بودم. كارمو با اون برنامه‌ها شروع كردم.

جوون‌ها الان گلها رو مي‌شناسن؟
جوونا خيلي خوب مي‌شناسن. جالبه بدونيد اين كار آخر من كه با همكاري هنرمند عزيز آقاي شادمهر بود آهنگ‌هاي تيپ قديم بود و خيلي ازش استقبال شد. خيلي از جوونا زنگ مي‌زنن و مي‌گن خانم مهستي ما عاشق آهنگ «ساقي» كه در گلها خوندين هستيم يا اون آهنگ «بعد از تو در بستر غم » كه تو گلها خونده بوديد، نوارشو از كجا پيدا كنيم. اين نشون مي‌ده كه هنوز جوونا گلها رو گوش مي‌دن. مثل قديمي‌ها كه دقيقن اونها رو مرور مي‌كنن.


شما ساكن دبي هستيد؟
من ۱۰ روزه كه اينجا هستم و چند روز ديگه بر مي‌گردم لس آنجلس.

اما اغلب برنامه‌هاي كنسرت‌تون رو اينجا برگزار مي‌كنيد...
بخاطر اينكه وقتي دبي مي‌يام احساس مي‌كنم هم وطن‌هام مي‌تونن از نزديك منو ببينن و احساس نزديكي با اونها دارم، اونها بوي خاك ايران رو مي‌دن و احساس مي‌كنم تو وطنم هستم.

آخرين باري كه ايران رو ديديد كي بود؟
بيست و هشت سال پيش.

دلتون تنگ نشده؟
اونجا خاكمه، وطنمه، مسلمه كه شده...

تا به حال براي بازگشت به ايران تلاشي نكرديد؟
هيچ وقت چون الان تو ايران جاي من نيست.

كي فكر مي‌كنيد مي‌تونيد برگرديد ايران؟
اصلن نمي‌دونم.

چه خاطراتي رو از ايران با خودتون مرور مي‌كنيد؟
ايران براي من همه‌اش خاطره بوده، چه از بچگي و اون كوچه باغ‌ها كه مي‌رفتيم و شادي‌ها كه ديگه هيچ وقت به وجود نخواهد آمد و چه خاطره روز اولي كه من كار هنري مو در راديو شروع كردم. در استوديو هشت كه با يك اركستر شصت نفره، زنده برنامه اجرا كردم با شادروان آقاي پرويز ياحقي و آقاي معروفي ...

خانم مهستي غربت يعني چي؟
براي من تعريفي نداره. باز هم خوشحالم كه با هم وطن‌ها در لس آنجلس زندگي مي‌كنم.

يه خاطره خوب توي اين بيست و هفت سال؟
توي اين بيست و هفت سال هيچ وقت خاطره خوبي نداشتم، اما بدترين رو چرا، از دست دادن خواهر عزيزم بود.

هيچ به جاي هايده خونديد؟
هايده هميشه يادش براي من ماندني است. اون براي خودش مي‌خوند و من براي خودم. اما براي من گراميه و هميشه سعي مي‌كنم يادشو گرامي بدارم.

+ نوشته شده در  ششم تیر 1386ساعت 0  توسط سحر | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجم تیر 1386ساعت 15  توسط سحر | 

 

مهستي، خواننده ايران در سن شصت سالگي به دليل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت.
گزارش ها حاكي است كه "مهستي" خواننده مشهور ايراني روز 25 ژوئن درگذشت. مهستي كه نام اصلي اش خديجه (افتخار) دده بالا بود در سال 1946 به دنيا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگي بر اثر ابتلا به بيماري سرطان فوت كرد.
مهستي، خواننده ايراني
مهستي خواننده موسيقي سنتي و پاپ ايراني در بين مردم محبوبيت بسياري داشت

خبر درگذشت اين خواننده قديمي ابتدا در رسانه هاي فارسي زبان منتشر شد، وي از مدتها قبل به دليل ابتلا به سرطان روده بيمار و بستري بود.

خديجه دده بالا كه بعدها با روي آوردن به خوانندگي نام هنري مهستي را براي خود برگزيد، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد.

مهستي كار خود را در برنامه معروف گل هاي رنگارنگ راديو ملي ايران با آهنگ "آنكه دلم را برده خدايا" آغاز كرد.

نخستين آوازهاي او در مجموعه گلها به كارهاي او اعتبار بخشيد و او را به خواننده اي محبوب در دهه هاي چهل و پنجاه بين مردم بدل ساخت و به علاوه راه را براي ورود خواهر بزرگترش، هايده به عالم خوانندگي نيز باز كرد.

گفته مي شود كه هايده، خواهر مهستي، كار خود را پنج سال پس از او آغاز كرد.
در طول 35 سال كار خوانندگي، مهستي آهنگ هاي ماندگار بسياري اجرا كرد.

كمي پس از انقلاب اسلامي ايران، وي به بريتانيا رفت و پس از چند سال به آمريكا مهاجرت كرد. در سال 2005 نيز در اين كشور توسط جمعي از ايرانيان از وي براي 35 سال فعاليت در زمينه موسيقي سنتي و پاپ ايراني تقدير به عمل آمد.

از وي 35 آلبوم موسيقي منتشر شده كه اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

او در ماه مارس 2007 اعلام كرد كه از چهار سال پيش به بيماري سرطان مبتلا شده است. او در سال هاي پيش از مرگ در "سنتا روزا" در كاليفرنيا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند ديگرش زندگي مي كرد.


مهستي

مهستي

مهستي

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 21  توسط سحر | 
 گردباد در جنوب كشور

 

 

گردباد در جنوب كشور

 

گردباد در جنوب كشور

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 21  توسط سحر | 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 21  توسط سحر | 

 

زنهايي كه به دنبال برابري با مردها هستند آرزوي بسيار كوچكي دارند ! 

زن بدون مرد مثل يك ماهي بدون دوچرخه است !

شما هميشه مي توانيد براي سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگير كنيد . فقط كافي است يادش بياوريد كه آن روز سالگرد ازدواج شماست !!!

شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد ، من هم او رابه بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل كردم.

طبقه بندي مردها از نظر مادر من : مرد خوب برايت هر كاري انجام مي دهد ، مرد بد هر بلايي كه بتواند به سرت مي آورد .

پرسش : وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون مي رود چه كار مي كني ؟ پاسخ : در را پشت سرش مي بندم !

مردها از صفت " جوان " براي زنهاي زير 18 سال و مردهاي زير 80 سال استفاده مي كنند !!! 

اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و كلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خيابان مي برد . ولي اگر كلاه كوچكي بر سرش بگذارد و كت و دامن خياط دوز تن كند شوهرش با كمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني كه لباس رنگ شاد پوشيده و كلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!! "

تنها 99 درصد مردها هستند كه باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند !

ما نقاط مشترك زيادي با هم داشتيم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!! 

وقتي مردي به من مي گويد كه مي خواهد همه ي ورق هايش را رو كند هميشه بي اختيار به آستينش نگاه مي كنم !!!

اكثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درك نمي كنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!! 

شما خيلي مردهاي باهوش را مي شناسيد كه با زنهاي كودن ازدواج كرده اند ، ولي هرگز زن باهوشي را پيدا نمي كنيد كه با مرد كودني ازدواج كرده باشد !

زن بودن كار بسيار شاقي است ، چون معمولا مستلزم سر و كله زدن با مردهاست !!!

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 17  توسط سحر | 
آيا ميدانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتيا 60 درصد بيشتر از انواع پژو ميباشد؟(روابط عمومي شركت سايپا)

 

pppppppppppppppppppppppppp

.

.

.

.

.


ببخشيد.كليدpگير كرده بود.

 

زندگي 2 چيز به من آموخت......................................كه هر چي فكر ميكنم يادم نمياد!

 

wu da da wu dada ju o na ka
da la ka da la ju a na ni na
ni da lioe do mok no na ni a
li a ni li a no ne he ya di i
ya he ye na no ni o ni do

آهنگ سريال جواهري در قصر بود.حال كردي؟

 

جوووووووووووووووووووووووووووووووووو


وووووووووووووووووووووووووووووووووو


ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

من ! نفس رو داشتي؟

 

اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم


2- خيلي باحالي


3- به يادتم


4- ارزش زنگ زدن رو نداري!

 

كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!

 

سه مدل مي كنمت :


.


.


نمي دوني چطوري؟


.


.


1. دركت مي كنم


2. عاشقت مي كنم


3. يه فكري به حال اون ذهن خرابت مي كنم!!

 

Love 2007 رسيد !
بلوتوث قلبت رو روشن كن
مي خوام تمام وجودمو براتsend كنم
.
.
.
.
ها ها ها
ويروس داشت
الان مي ميري ....!

 يه دختر بچه گم ميشه پليس ازش ميپرسه آدرست چيه؟ميگه:sara@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 16  توسط سحر | 

1-حداقلش اينه كه آدم بالاخره يكي رو گير مياره كه با هم بشينن سرش!

2-وقتي آدم خسته مي شه مي تونه بگذاردش كنار بره استراحت كنه بعد كه دوباره حالش سر جاش اومد بياد از اونجايي كه ول كرده بود ادامه بده!

3-اگه كار آدم زود تموم شد احساس شرمندگي نمي كنه!

4-وقتي آدم يه كتاب جديدي رو باز مي كنه لازم نيست نگران اين باشه كه تا حالا كيا خوندنش!

5-با يك فنجون قهوه آدم مي تونه همه شبو كار كنه!

6-آدم مي تونه همراه باهاش هم تلويزيونش رو نگاه كنه و هم شامش رو هم بخوره!

7-آدم مجبور نيست تاريخ چاپ همه كتاباشو يادش بمونه!

8-موقع كار لازم نيست آدم گيلاس عرقش رو بگذاره كنار!

9-اگه آدم تو يه قسمتي ضعيف باشه مي تونه از رفقاش كمك بگيره!

10-آدم هيچ وقت براي نيم ساعت ورق زدن يه كتاب با حال ده هزار تومن پياده نمي شه!

11-اگه رفيق آدم يه كتاب باحال داشته باشه آدم مي تونه براي دو شب ازش قرض بگيردش!

12-واسه باز كردن كتاب آدم مجبور نيست كلي پاي شام تو رستوران پول تاكسي پياده شه!

13-اگه يهو وسط كار ننه باباي آدم سر برسن گندش در نمياد!

حالا كي مي گه درس بده؟

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 16  توسط سحر | 

 

به من نيگا نكن آهاي برادر

خودت مگه نداري خار و مادر !

ماه و مگه تو نيمه شب نديدي

مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟

صورت من يه كم اناري شده

يه ريزه هم بتونه كاري شده

امل بي سواد ژل نديده

دهاتي خنگ ريمل نديده

تقصير خياطاي رو سياهه

مانتوي من اگه يه كم كوتاهه

امون از اين شهر مقرراتي

موارد فجيع منكراتي

تو كوچه و تو سلف و دانشكده

سهم من از خوشگلي نيم درصده

خوشگلي تو خونه هم چه فايده

مهموني شبونه هم چه فايده

بابام كه عاشق چشام نمي شه

عاشق لرزش صدام نمي شه

برادر پلاسم ام همين طور

دوستاي بي كلاسم ام همين طور

فقط مي مونه كوچه و خيابون

براي عرضه ي قشنگي يامون

آهاي مدير پاك با سياست

من كجا و اماكن و حراست ؟

هم انقباضيه هم انبساطي

كميته ي مخوف انضباطي

نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم

خوشگلي مو كجا نمايش بدم

حيفه جوونامون پسر بميرن

كاري كنين جوونا زن بگيرن ....!

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 16  توسط سحر | 
مژگان، 29 ساله

يك دختر و پسر جوان ( عكس از راحله عسگري زاده)
 با اينكه رابطه با دوست پسرم در ايران خالي از خطر نيست ولي نمي خواهم با صيغه شدن زير بار تحقير از سويي و مسئوليت از سوي ديگر بروم
 
مژگان، كارمند

در همين حال مژگان 29 ساله كه در زمينه تبليغات فعاليت مي كند مي گويد كه از دوران نوجواني تاكنون دوست پسر داشته و با وجود اطلاع خانواده اش با هيچ مشكل جدي در اين زمينه مواجه نشده است.

او مي گويد در نتيجه دليلي نمي بيند كه به ازدواج موقت روي بياورد. به گفته مژگان، او با دوست پسر اخيرش بيش از پنج سال است كه رابطه دارد و با وجود اينكه برخي از اقوام به وي توصيه كرده اند كه به طور رسمي با وي عقد موقت كند وي از اين كار سر باز زده است زيرا علاوه بر اينكه اين امر را تحقيرآميز مي داند، مسبب به وجود آمدن تعهد و مسئوليت هايي دوجانبه اي هم مي شود كه وي فعلا از آنها گريزان است.

مژگان مي گويد با اينكه با دوست پسر خود در تمام مراسم ها و مهماني هاي خانوادگي شركت مي كنند ولي هنوز به نتيجه قطعي مبني بر تمايل به ازدواج با وي نرسيده است و با اينكه اين مرد از روابط قبلي وي خبر داشته هنوز رابطه خود را با وي ادامه داده است.

مژگان مي گويد با اين حال رفت و آمد با وي در خيابان خالي از خطر نيست و آنها همواره در اين واهمه به سر مي برند كه روزي نيروي انتظامي از آنها سند ازدواج بخواهد. با وجود اين مي گويد از اينكه اين ترس از بازخواست و يا مجازات احتمالي سبب شود كه او دغدغه هايش براي انتخاب همسر را ناديده بگيرد، بيزار است.

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 16  توسط سحر | 

 

اين اولين بار نبود كه چنين هشداري از سوي مسؤولان انتظامي و قضايي به جوانان و به ويژه دخترها داده مي شد.


سرهنگ تواضعي مثل هميشه پشت ميزش نشسته بود و برگه هاي مقابل رويش را زير و رو مي كرد، ناگهان مانند كسي كه چيز جديدي پيدا كرده باشد، خطاب به خبرنگاران گفت: صبر كنيد، اين موضوع خيلي جديده، اتفاقاً راه پيشگيري هم دارد و حتماً هم بايد از سوي خانواده ها جدي گرفته شود.

خبرنگاران كه كم كم آماده مي شدند تا سالن مصاحبه را ترك كنند، روي صندليهاي خود آرام گرفتند و منتظر شدند تا سرهنگ مثل هميشه از جنايتهايي سخن بگويد كه يك سر آن به سهل انگاري شهروندان مربوط مي شود.

مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا گفت: بنابر آخرين آمار نيروي انتظامي 40 درصد از فجايع تجاوز به عنف در پي برقراري دوستي هاي پنهان و خياباني و با وعده ازدواج اتفاق مي افتد.

* ماجرا جدي است
مدتهاست وقوع روزانه تعداد قابل توجهي انواع جرايم تجاوز به عنف عليه دختران و زنان جوان، مسؤولان انتظامي را نسبت به آگاه سازي اين قشر از جامعه هوشيارتر كرده است. جرايمي كه در پي غفلت قرباني و يا به نوعي سهولت اغفال وي از سوي مجرم رخ مي دهد و آثار جسمي و روحي زيادي براي او و خانواده اش در پي دارد.

امروز گسترش برقراري ارتباطات ميان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني منجر شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تأكيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي كرده و قرباني را در برابر كار انجام شده قرار دهند.

وقوع اين قبيل حوادث در حالي است كه نقش قرباني را نمي توان انكار كرد؛ زيرا براساس بررسيهاي صورت گرفته در بسياري موارد، فرد خود زمينه ارتكاب جرم را براي طرف مقابل ايجاد مي كند.

سرهنگ علي تواضعي در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال كرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي كنند.

وي مي افزايد: براساس گزارشهاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تأثير قرصهاي موسوم به اكس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروكه و خالي از سكنه رفته و در همانجا از سوي يك يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند.
مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا با تأكيد بر اينكه معمولاً يافتن ردپايي از مجرمان به دليل آنكه اغلب داراي هويتهاي جعلي هستند بسيار سخت است، خاطرنشان مي كند: آمار جرايم اتفاق افتاده در اين حوزه بر لزوم عدم برقراري اين گونه روابط تأكيد دارد.

وي خطاب به والدين نيز اظهار مي دارد: خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بيشتر از آنها مي توانند تا حد قابل توجهي از آسيبهاي احتمالي جلوگيري كنند.

سرهنگ تواضعي در ادامه تصريح مي كند: دختران جوان هوشيار باشند كه دوستي هاي خياباني و روابط پنهان كه بعضاً از طريق اينترنت، چت، ارسال پيامهاي كوتاه از طريق تلفن همراه آغاز مي شود، خود شروعي براي ارتكاب جرم است؛ زيرا مروري بر پرونده هاي موجود در آگاهي نشان مي دهد، خطاهاي رفتاري، افراد را در دام شكارچيان مجرم گرفتار مي كند.
* دوستي با وعده قشنگ

شايد جوان بودن نگارنده باعث شده تا با حضور در ميان اين قشر از سويي و حضور در ادارات انتظامي از جمله آگاهي و مفاسد اجتماعي و كلانتريها بتواند با مشكلات و مسايل آنها بيشتر آشنا شود.

در اين بين شاهد بسياري از دختراني بوده ايم كه گوهر عفت خود را فداي يك لحظه غفلت كرده اند.

بيشتر دختراني كه ماجراي ارتباط خود را بيان مي كنند، مي گويند «او به من گفت كه ما با هم ازدواج خواهيم كرد». اما تجربه نشان داده كه بيشتر دوستي هايي كه در كوچه و خيابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل كار رخ داده، به ازدواج ختم نمي شود، چرا كه همه مردم به طور فطري ارزش پاك بودن را مي دانند، بنابراين همان جواني كه قبل از ازدواج ممكن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش مي خواهد كه براي او دختر پاك و مؤمن انتخاب كند. وقتي از آنها مي پرسي كه چرا با يكي از همان دخترهايي كه دوست بودي، ازدواج نمي كني، پاسخ مي دهند: «كسي كه با من دوست بوده، هيچ بعيد نيست با شخص ديگري هم دوست بوده باشد، اين جور دخترها به درد ازدواج نمي خورند.»

البته در پاره اي موارد هم دوستي هاي خياباني منجر به ازدواج شده و تا حدي آنان در زندگي زناشويي موفق بوده اند.
عبدالرضا حسيني، كارشناس مددكاري ناجا در اين خصوص مي گويد: ترديد و بدبيني به مرور زمان عرصه را بر زندگي مشترك جواناني كه از طريق دوستي هاي خياباني با هم آشنا شده اند، تنگ مي كند، به عبارت ديگر بعد از اينكه مدتي از زندگي مشترك آنها گذشت و همه چيز به صورت عادي درآمد، اين افكار به ذهن آن جوان يورش مي برد كه چرا همسرش زماني كه مجرد بود، با او به راحتي ارتباط برقرار كرد؟ يا آيا او قبلاً هم با كسي ارتباط داشته؟ يا آيا او اكنون به من وفادار مي ماند؟

اين مشاور و مددكار تصريح مي كند: برخي اظهار مي دارند كه دوستي من به خاطر اين بوده كه مي خواستم او را بشناسم كه به نظر من اين شيوه ساده لوحانه مي آيد؛ چرا كه هرگز كسي كه براي ايجاد چنين ارتباطي تلاش كرده، حاضر نمي شود فهرستي از معايب و نقايص خود را در اختيار طرف مقابل قرار دهد، بلكه او در اولين برخورد سعي مي كند علايق و سلايق طرف مقابل را بشناسد و آن چنان باشد كه شما مي خواهيد نه آن چنان كه در واقع هست.

* پارتيهاي خطرناك

برخي از دوستي هاي ميان دختر و پسرها، به ويژه در ميان اقشاري كه تلاش مي كنند به اصطلاح به روزتر زندگي كنند، در پارتيها و ميهمانيهاي دوستانه اتفاق مي افتد.

اين مسأله به ويژه در ميان افراد مرفه و كساني كه امكان برگزاري چنين پارتيها يا شركت در آنها را دارند، بسيار بيشتر ديده مي شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول يعني نحوه آشنايي و آغاز دوستي است و ادامه داستان درست مشابه دوستي هاي پنهاني و خياباني است.

كاشفي، يك پژوهشگر اجتماعي با تحقيقي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دريافته كه حدود 56 درصد جوانان علاقه دارند كه همراه با دوستانشان در ميهماني هاي شبانه شركت كنند، همچنين 6/42 درصد از اين عده بيش از يك بار در ميهمانيهاي مختلط شركت كرده اند.

يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي كه حضور در پارتيهاي مختلط را تجربه كرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند كه از ترس خانواده در چنين جشنهايي شركت نمي كنند و 12 درصد اصلاً تمايلي به حضور در ميهمانيهاي مختلط نداشته اند.

روزبه، يك جوان دانشجو كه در اين پارتيها شركت داشته در اين خصوص مي گويد: اصولاً چند نوع مختلف از ميهمانيهاي اين چنيني برگزار مي شود. اول جشنهايي كه با عنوان تولد يا فارغ التحصيلي و امثال آن برپا شده و همه چيز در افراطي ترين شكل آن به دست دادن، روبوسي و رقص ختم مي شود.

وي مي افزايد: اكس پارتي نوع هيجان انگيزتر اين پارتيهاست كه در اين گونه جشن ها اغلب از ميهمانان با قرصهاي اكس پذيرايي مي شود تا با انرژي مضاعف در ميان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناك اين گونه پارتيها «سكس پارتي» است كه در آن همه چيز از كنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زيانباري محتمل به نظر مي رسد.

* پايان زيانبار
به هر حال تاكنون هرچه گفتيم از دوستي هاي پنهاني و خياباني و يا دوستي هايي است كه در جريان پارتيها به وجود مي آيد و اينكه مي تواند چه حوادثي براي دختران داشته باشد.

به طور قطع نمي توان پايان اين قبيل دوستي ها را ازدواج، خوشبختي و يا زندگي رويايي تصور كرد، بلكه بيشتر بايد كلانتري، آگاهي، دايره مفاسد اجتماعي و دادگاه را پيش چشم ديد؛ زيرا نگارنده حداقل در صدها پرونده شاهد بوده كه پايان چنين دوستي هايي بر اين اماكن ختم شده است.

اينكه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله اي جداست كه در دادگاه به آن رسيدگي مي شود، اما بد نيست حداقل براي روشن شدن ذهنتان بدانيد كه بيشترين موارد اين چنيني با آزار و اذيت دختر توسط پسر و دوستان وي همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دليل رابطه پنهاني نتوانسته ادعاي خود را مبني بر به عنف بودن آزار و اذيت اثبات كند.

گذشته از اينها اين گونه ارتباطها اثرات سوء ديگري هم دارند كه عبدالرضا حسيني به پاره اي از آنها اشاره مي كند.

اين كارشناس مددكاري مي گويد: دوستي هاي خياباني با افراد مختلف در دخترها ايجاد يك احساس كاذب و رويايي براي انتخاب مرد ايده آل مي كند كه اندك اندك باعث مي شود تا به هر مردي جواب مثبت ندهند و اگر هم به كسي پاسخ مثبت دادند، پس از مدتي زندگي و مقايسه او با دوستاني كه داشتند، او را خارج از ايده آلها ديده، به تفاهم نرسند.

وي مي افزايد: در برخي موارد نيز ممكن است تعدادي از همسايگان يا اقوام از ماجراي اين دوستي ها باخبر شوند و آن وقت كافي است كه خواستگاري براي تحقيق به آنها مراجعه كند و آنها از سر دلسوزي يا حسادت ماجرا را با آب و تاب بيشتري براي آنها بازگو كنند، قطعاً در اين شرايط هيچ مرد معتقدي اين دختر را براي زندگي انتخاب نخواهد كرد.

حسيني معتقد است عواقب وخيم تر از اينها هم وجود دارد كه ذكر برخي از آنها عبرت آموز است.

وي مي گويد: برخي دختران در دوران دوستي خود با پسري مقداري عكس و فيلم تهيه مي كنند كه عمدتاً نزد پسر باقي مي ماند و او مي تواند از اين تصاوير نهايت سوء استفاده را بنمايد، مثلاً آنها را در اينترنت قرار داده يا به وسيله آنها از دختر و خانواده اش اخاذي كند.

* پس پليس كجاست؟
شايد بسياري از خوانندگان اين مطلب در نهايت بپرسند پس نقش پليس در اين ماجراها چيست؟

در اين موارد بايد اين پاسخ را بيان كرد كه دوستي هاي پنهاني وقتي براي خانواده كه از همه به دختر نزديكتر است، پنهان مي ماند چگونه ممكن است براي پليس قابل كشف باشد، هر چند كه در شرايط كنوني نيز مأموران پليس هر روز تعدادي از اين دخترها را همراه پسرها دستگير مي كنند، اما تا زماني كه اتفاقي نيفتاده، خانواده ها با حضور در مراكز انتظامي حتي به مأموران متعرض هم مي شوند كه چرا هر جا يك دختر و پسر را مي بينيد بازداشت مي كنيد آنها كه جرمي مرتكب نشده اند.

پليس زماني متوجه بروز حادثه مي شود كه جرم واقع شده و دختر و خانواده اش براي شكاي

پايان غم انگيز داستانهاي دوستي خياباني 

اين اولين بار نبود كه چنين هشداري از سوي مسؤولان انتظامي و قضايي به جوانان و به ويژه دخترها داده مي شد.


سرهنگ تواضعي مثل هميشه پشت ميزش نشسته بود و برگه هاي مقابل رويش را زير و رو مي كرد، ناگهان مانند كسي كه چيز جديدي پيدا كرده باشد، خطاب به خبرنگاران گفت: صبر كنيد، اين موضوع خيلي جديده، اتفاقاً راه پيشگيري هم دارد و حتماً هم بايد از سوي خانواده ها جدي گرفته شود.

خبرنگاران كه كم كم آماده مي شدند تا سالن مصاحبه را ترك كنند، روي صندليهاي خود آرام گرفتند و منتظر شدند تا سرهنگ مثل هميشه از جنايتهايي سخن بگويد كه يك سر آن به سهل انگاري شهروندان مربوط مي شود.

مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا گفت: بنابر آخرين آمار نيروي انتظامي 40 درصد از فجايع تجاوز به عنف در پي برقراري دوستي هاي پنهان و خياباني و با وعده ازدواج اتفاق مي افتد.

* ماجرا جدي است
مدتهاست وقوع روزانه تعداد قابل توجهي انواع جرايم تجاوز به عنف عليه دختران و زنان جوان، مسؤولان انتظامي را نسبت به آگاه سازي اين قشر از جامعه هوشيارتر كرده است. جرايمي كه در پي غفلت قرباني و يا به نوعي سهولت اغفال وي از سوي مجرم رخ مي دهد و آثار جسمي و روحي زيادي براي او و خانواده اش در پي دارد.

امروز گسترش برقراري ارتباطات ميان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني منجر شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تأكيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي كرده و قرباني را در برابر كار انجام شده قرار دهند.

وقوع اين قبيل حوادث در حالي است كه نقش قرباني را نمي توان انكار كرد؛ زيرا براساس بررسيهاي صورت گرفته در بسياري موارد، فرد خود زمينه ارتكاب جرم را براي طرف مقابل ايجاد مي كند.

سرهنگ علي تواضعي در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال كرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي كنند.

وي مي افزايد: براساس گزارشهاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تأثير قرصهاي موسوم به اكس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروكه و خالي از سكنه رفته و در همانجا از سوي يك يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند.
مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا با تأكيد بر اينكه معمولاً يافتن ردپايي از مجرمان به دليل آنكه اغلب داراي هويتهاي جعلي هستند بسيار سخت است، خاطرنشان مي كند: آمار جرايم اتفاق افتاده در اين حوزه بر لزوم عدم برقراري اين گونه روابط تأكيد دارد.

وي خطاب به والدين نيز اظهار مي دارد: خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بيشتر از آنها مي توانند تا حد قابل توجهي از آسيبهاي احتمالي جلوگيري كنند.

سرهنگ تواضعي در ادامه تصريح مي كند: دختران جوان هوشيار باشند كه دوستي هاي خياباني و روابط پنهان كه بعضاً از طريق اينترنت، چت، ارسال پيامهاي كوتاه از طريق تلفن همراه آغاز مي شود، خود شروعي براي ارتكاب جرم است؛ زيرا مروري بر پرونده هاي موجود در آگاهي نشان مي دهد، خطاهاي رفتاري، افراد را در دام شكارچيان مجرم گرفتار مي كند.
* دوستي با وعده قشنگ

شايد جوان بودن نگارنده باعث شده تا با حضور در ميان اين قشر از سويي و حضور در ادارات انتظامي از جمله آگاهي و مفاسد اجتماعي و كلانتريها بتواند با مشكلات و مسايل آنها بيشتر آشنا شود.

در اين بين شاهد بسياري از دختراني بوده ايم كه گوهر عفت خود را فداي يك لحظه غفلت كرده اند.

بيشتر دختراني كه ماجراي ارتباط خود را بيان مي كنند، مي گويند «او به من گفت كه ما با هم ازدواج خواهيم كرد». اما تجربه نشان داده كه بيشتر دوستي هايي كه در كوچه و خيابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل كار رخ داده، به ازدواج ختم نمي شود، چرا كه همه مردم به طور فطري ارزش پاك بودن را مي دانند، بنابراين همان جواني كه قبل از ازدواج ممكن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش مي خواهد كه براي او دختر پاك و مؤمن انتخاب كند. وقتي از آنها مي پرسي كه چرا با يكي از همان دخترهايي كه دوست بودي، ازدواج نمي كني، پاسخ مي دهند: «كسي كه با من دوست بوده، هيچ بعيد نيست با شخص ديگري هم دوست بوده باشد، اين جور دخترها به درد ازدواج نمي خورند.»

البته در پاره اي موارد هم دوستي هاي خياباني منجر به ازدواج شده و تا حدي آنان در زندگي زناشويي موفق بوده اند.
عبدالرضا حسيني، كارشناس مددكاري ناجا در اين خصوص مي گويد: ترديد و بدبيني به مرور زمان عرصه را بر زندگي مشترك جواناني كه از طريق دوستي هاي خياباني با هم آشنا شده اند، تنگ مي كند، به عبارت ديگر بعد از اينكه مدتي از زندگي مشترك آنها گذشت و همه چيز به صورت عادي درآمد، اين افكار به ذهن آن جوان يورش مي برد كه چرا همسرش زماني كه مجرد بود، با او به راحتي ارتباط برقرار كرد؟ يا آيا او قبلاً هم با كسي ارتباط داشته؟ يا آيا او اكنون به من وفادار مي ماند؟

اين مشاور و مددكار تصريح مي كند: برخي اظهار مي دارند كه دوستي من به خاطر اين بوده كه مي خواستم او را بشناسم كه به نظر من اين شيوه ساده لوحانه مي آيد؛ چرا كه هرگز كسي كه براي ايجاد چنين ارتباطي تلاش كرده، حاضر نمي شود فهرستي از معايب و نقايص خود را در اختيار طرف مقابل قرار دهد، بلكه او در اولين برخورد سعي مي كند علايق و سلايق طرف مقابل را بشناسد و آن چنان باشد كه شما مي خواهيد نه آن چنان كه در واقع هست.

* پارتيهاي خطرناك

برخي از دوستي هاي ميان دختر و پسرها، به ويژه در ميان اقشاري كه تلاش مي كنند به اصطلاح به روزتر زندگي كنند، در پارتيها و ميهمانيهاي دوستانه اتفاق مي افتد.

اين مسأله به ويژه در ميان افراد مرفه و كساني كه امكان برگزاري چنين پارتيها يا شركت در آنها را دارند، بسيار بيشتر ديده مي شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول يعني نحوه آشنايي و آغاز دوستي است و ادامه داستان درست مشابه دوستي هاي پنهاني و خياباني است.

كاشفي، يك پژوهشگر اجتماعي با تحقيقي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دريافته كه حدود 56 درصد جوانان علاقه دارند كه همراه با دوستانشان در ميهماني هاي شبانه شركت كنند، همچنين 6/42 درصد از اين عده بيش از يك بار در ميهمانيهاي مختلط شركت كرده اند.

يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي كه حضور در پارتيهاي مختلط را تجربه كرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند كه از ترس خانواده در چنين جشنهايي شركت نمي كنند و 12 درصد اصلاً تمايلي به حضور در ميهمانيهاي مختلط نداشته اند.

روزبه، يك جوان دانشجو كه در اين پارتيها شركت داشته در اين خصوص مي گويد: اصولاً چند نوع مختلف از ميهمانيهاي اين چنيني برگزار مي شود. اول جشنهايي كه با عنوان تولد يا فارغ التحصيلي و امثال آن برپا شده و همه چيز در افراطي ترين شكل آن به دست دادن، روبوسي و رقص ختم مي شود.

وي مي افزايد: اكس پارتي نوع هيجان انگيزتر اين پارتيهاست كه در اين گونه جشن ها اغلب از ميهمانان با قرصهاي اكس پذيرايي مي شود تا با انرژي مضاعف در ميان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناك اين گونه پارتيها «سكس پارتي» است كه در آن همه چيز از كنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زيانباري محتمل به نظر مي رسد.

* پايان زيانبار
به هر حال تاكنون هرچه گفتيم از دوستي هاي پنهاني و خياباني و يا دوستي هايي است كه در جريان پارتيها به وجود مي آيد و اينكه مي تواند چه حوادثي براي دختران داشته باشد.

به طور قطع نمي توان پايان اين قبيل دوستي ها را ازدواج، خوشبختي و يا زندگي رويايي تصور كرد، بلكه بيشتر بايد كلانتري، آگاهي، دايره مفاسد اجتماعي و دادگاه را پيش چشم ديد؛ زيرا نگارنده حداقل در صدها پرونده شاهد بوده كه پايان چنين دوستي هايي بر اين اماكن ختم شده است.

اينكه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله اي جداست كه در دادگاه به آن رسيدگي مي شود، اما بد نيست حداقل براي روشن شدن ذهنتان بدانيد كه بيشترين موارد اين چنيني با آزار و اذيت دختر توسط پسر و دوستان وي همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دليل رابطه پنهاني نتوانسته ادعاي خود را مبني بر به عنف بودن آزار و اذيت اثبات كند.

گذشته از اينها اين گونه ارتباطها اثرات سوء ديگري هم دارند كه عبدالرضا حسيني به پاره اي از آنها اشاره مي كند.

اين كارشناس مددكاري مي گويد: دوستي هاي خياباني با افراد مختلف در دخترها ايجاد يك احساس كاذب و رويايي براي انتخاب مرد ايده آل مي كند كه اندك اندك باعث مي شود تا به هر مردي جواب مثبت ندهند و اگر هم به كسي پاسخ مثبت دادند، پس از مدتي زندگي و مقايسه او با دوستاني كه داشتند، او را خارج از ايده آلها ديده، به تفاهم نرسند.

وي مي افزايد: در برخي موارد نيز ممكن است تعدادي از همسايگان يا اقوام از ماجراي اين دوستي ها باخبر شوند و آن وقت كافي است كه خواستگاري براي تحقيق به آنها مراجعه كند و آنها از سر دلسوزي يا حسادت ماجرا را با آب و تاب بيشتري براي آنها بازگو كنند، قطعاً در اين شرايط هيچ مرد معتقدي اين دختر را براي زندگي انتخاب نخواهد كرد.

حسيني معتقد است عواقب وخيم تر از اينها هم وجود دارد كه ذكر برخي از آنها عبرت آموز است.

وي مي گويد: برخي دختران در دوران دوستي خود با پسري مقداري عكس و فيلم تهيه مي كنند كه عمدتاً نزد پسر باقي مي ماند و او مي تواند از اين تصاوير نهايت سوء استفاده را بنمايد، مثلاً آنها را در اينترنت قرار داده يا به وسيله آنها از دختر و خانواده اش اخاذي كند.

* پس پليس كجاست؟
شايد بسياري از خوانندگان اين مطلب در نهايت بپرسند پس نقش پليس در اين ماجراها چيست؟

در اين موارد بايد اين پاسخ را بيان كرد كه دوستي هاي پنهاني وقتي براي خانواده كه از همه به دختر نزديكتر است، پنهان مي ماند چگونه ممكن است براي پليس قابل كشف باشد، هر چند كه در شرايط كنوني نيز مأموران پليس هر روز تعدادي از اين دخترها را همراه پسرها دستگير مي كنند، اما تا زماني كه اتفاقي نيفتاده، خانواده ها با حضور در مراكز انتظامي حتي به مأموران متعرض هم مي شوند كه چرا هر جا يك دختر و پسر را مي بينيد بازداشت مي كنيد آنها كه جرمي مرتكب نشده اند.

پليس زماني متوجه بروز حادثه مي شود كه جرم واقع شده و دختر و خانواده اش براي شكايت از كسي كه اكنون شايد متواري شده يا در دسترس نيست، به آگاهي يا كلانتري مراجعه كرده اند.

هر چند پليس در اين بخش نتوانسته به طور كامل و صد درصد موفق باشد، اما حتي با دستگيري فرد متجاوز نيز هيچ مشكلي از دختر و خانواده اش حل نمي شود، بنابراين در اين جرايم كه يك پاي آن دختر است و حداقل در زمينه سازي آن شريك است، پيشگيري با آموزش و فرهنگ سازي بهتر از هر چيزي جواب مي دهد و خانواده مي تواند عمده ترين نهاد مؤثر در كاهش جرم باشد. ت از كسي كه اكنون شايد متواري شده يا در دسترس نيست، به آگاهي يا كلانتري مراجعه كرده اند.

هر چند پليس در اين بخش نتوانسته به طور كامل و صد درصد موفق باشد، اما حتي با دستگيري فرد متجاوز نيز هيچ مشكلي از دختر و خانواده اش حل نمي شود، بنابراين در اين جرايم كه يك پاي آن دختر است و حداقل در زمينه سازي آن شريك است، پيشگيري با آموزش و فرهنگ سازي بهتر از هر چيزي جواب مي دهد و خانواده مي تواند عمده ترين نهاد مؤثر در كاهش جرم باشد.

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 16  توسط سحر | 

 

جنسيت. مرور مختصر بر اين موضوع را از شناخت تن يك فرد آغاز كرديم و به روان فرد رسيديم. توجه داريم كه جان و بدن به واقع مقوله‌هايي ازهم گسسته نيستند. از انسان جز يگانه واحدي در يك قالب با عنوان آدم نمي‌شناسيم. اما اگر حتا بتوانيم تن و روان را دو بخش بخوانيم، رابطه‌ي اين دو و اثر متقابلشان را بر ميل جنسي، به‌قدر بضاعت دو برنامه‌ي راديويي تا بدين‌جا پيش برده‌ايم كه:
به باور اهل مطالعه‌ي روان، سازوكارهاي جنسي يكي از بنيادهاي شخصيت‌ساز يا زندگي يك فرد است.

گفتم مطالعه‌ي روان؛ به‌خاطر داريد كه از چارچوب فكري بنيان‌گذار اتريشي علم روان‌كاوي ياد كرديم؛ زيگموند فرويد. در وادي فرد، اين‌بار نيز محور سخن‌مان روان است. پس شايد بد نيست اين‌جا گريزي بزنيم به تعريف مقدماتي چند رشته‌ي علمي كه مطالعه و تحقيق در آن‌ها بر روان انسان متمركز است. اما تفاوت‌هايي نيز باهم دارند. يك روان‌پزشك پس از فارغ‌التحصيلي از دوره‌ي حدوداً هفت‌ساله‌ي عمومي دكتراي پزشكي و بعد از كسب شناخت بنيادي آناتومي بدن، شاخه‌ي روان‌پزشكي را دست‌كم سه‌سال به‌عنوان مرحله‌ي تخصصي خود مي‌گذراند. اما يك روان‌شناس، بدون تحصيلات پزشكي معمولاً ابتدا در مقطع ليسانس يا كارشناسي وارد دانشگاه مي‌شود و البته مي‌تواند در همين رشته تا دكتري يا بيشتر پيش رود. مواد عمده‌ي درسي اين رشته در عيني كه به‌معناي تخصصي آن چندان مربوط به بدن نيست، پايه‌هاي اوليه‌ي شناخت سازوكارهاي بخش ذهني انسان را پيش مي‌كشد.
از اين‌جا به بعد را دكتر فريبا رحمتي برايمان توضيح مي‌دهد. وي علاوه بر تدريس در دانشگاه و اداره‌ي مطب شخصي خود، در يك بيمارستان هلندي نيز شاغل است:

روانشناسي ابتدايي است. فقط ياد مي‌گيري كه چه جوري مثلاً هوش يك انسان را آزمايش بكني، كه مثلاً آي‌كيوش چقدر است. روي كاغذ ياد مي‌گيري كه تست انجام بدهي. ولي وقتي مي‌خواهي واقعاً از نظر رواني صحبت بكني و روان‌كاوي بكني و تجزيه و تحليل‌اش بكني، اول كه چهارسال روان‌شناسي را خواندي، بعد از آن بايد چهارسال اين روانكاوي را بخواني. وقتي مي‌خواهي روان‌كاوي بخواني، خودت بايد اول بروي زير تراپي، مشاور. چون به‌عنوان روان‌كاو تو بايد بداني نقطه‌ي ‌ضعف‌هايت و نقطه‌‌ي قوت‌هايت چيست كه بتواني مريض را راحت‌تر كم كني.


و فرقش با روان‌پزشكي؟
در روان‌پزشكي اجازه داري كه دارو بنويسي. روان‌كاو نمي‌تواند دارو بنويسد و روانشناس نمي‌تواند مطب داشته باشد.

عمل يا رابطه‌ي جنسي چه اهميتي دارد؟
چه‌طور بدن ما احتياج به غذا دارد كه بتوانيم به زندگي‌مان ادامه بدهيم، همين‌طور هم احتياج به سكس دارد. ولي چيزي كه ممكن است من احتياج داشته باشم در سكس، ممكن است شما نداشته باشيد و آن بستگي دارد كه هرمون‌هاي بدن ما در چه وضعيتي هستند و يا شرايط زندگي ما چه‌طور است. اگر من استرس زياد داشته باشم، تمايل سكسي ندارم. ولي مثلاً بعد از يك‌سال كارم خوب است و زندگي‌ام خوب است، ممكن است بيشتر از سه يا چهار بار در هفته سكس داشته باشم.

يعني سكس را يك نياز ثانوي مي‌بينيد؟
نياز اوليه مي‌دانم.

چون وقتي كسي استرس داشته باشد، وقتي فكرهاي ديگر داشته باشد، مجالي براي نشان‌دادن كشش سكسي او كم مي‌شود. بنابراين آيا مي تونيم بگيم كه نياز بعدي هست؟ يعني اگر بگوييم نيازهاي اوليه چيزهايي‌ست مثل هوا، غذا و نياز بعدي احساس امنيت، نياز سكس در كدام مرحله قرار مي‌گيرد؟
‌بينيد بعضي‌ها وقتي افسرده مي‌شوند احتياج به غذا پيدا نمي‌كنند. يعني استرس باعث مي‌شود چيزهاي اوليه كه ما به آن احتياج داريم بلوكه بشود، يعني به آن تمايل نداشته باشيم. من مريض‌هاي بسياري دارم كه اصلاً غذا نمي‌خورند يا اين‌قدر مي‌خورند كه خيلي چاق مي‌شوند. و مسأله‌ي سكس هم دقيقاً همين است.

خانم دكتر، فرويد مي‌گويد كه بيس رفتارهاي بزرگ‌سالي، در ذهنيت كودك شكل مي‌گيرد كه چه نوع رابطه‌ي سكسي داشته يا حوادث مربوط به امور جنسي برايش پيش آمده.
مي‌دانيد، از نظر كلي بچه از بچگي هرچي در زندگي‌اش ديده، در بزرگ‌شدنش تأثير مي‌گذارد. يعني در شخصيت‌ پيداكردنش. سكس هم اين مسأله‌ را دارد. فرضاً يك دختر شش‌ساله كه به او تجاوز شده يا حالت ديگري برايش پيش آمده، خواه‌ناخواه اين مسأله خيلي برايش تأثير بالايي دارد، وقتي او به سن بلوغ برسد. ولي اگر بچه در اين سنين ببيند كه پدر و مادرش روي تخت خوابيده‌اند و سكس آن‌ها را ببيند، تأثيرش خيلي كمتر از آن است كه به خودش تجاوز شده باشد. به‌ هرحال چيزي كه فرويد مي‌گويد اين است كه از سنين كودكي كه بچه مي‌خواهد بداند كي و چه هست، هر چيزي را كه مي‌بيند مثل ضبط مي‌گيرد. ولي اين‌كه چقدر تأثير در آينده‌اش دارد، بستگي دارد كه آن چيز چه بوده و به چه صورتي بوده.

بنابراين تئوري فرويد هم قطعي نيست، بستگي به آدم‌هاي مختلف دارد؟
بستگي به شرايطشان دارد. مي‌دانيد! اين به معناي اين نيست كه فرويد وجود ندارد، فرويد مي‌ماند براي پايه‌ي روان‌شناسي.

به آغاز بحث بازگرديم. اساساً سكس چيست؟ بنابه تعاريف علمي اين مفهوم، چه‌گونه رفتاري را مي‌توان رفتار جنسيتي خواند يا آن را بروز شهوت جنسي دانست؟
تمام رفتارها و احساساتي كه در ارتباط با بدن خود انسان و شخص ديگر كه احساسات خاصي و لذت‌بخشي به ما مي‌دهند، به آن مي‌گوييم سكس.

آيا لذت جنسي تنها با تماس اندام‌هاي خاصي حاصل مي‌شود؟ غير از حواس پنج‌گانه، كدام بخش وجود ما در اين حالت فعاليت پيدا مي‌كنند يا به‌كار گرفته مي‌شوند؟
فانتزي، يعني خيالاتي كه در مورد يك چيز سكسي داشته باشيد، همه‌ي اين‌ها را ما مي‌گوييم شامل سكس مي‌شوند.

«سن و سكس»

اكنون ‌بينيم تمايل جنسي آيا در سنين مختلف متفاوت است؟ البته! ولي چگونه؟
دوره‌هاي مختلف زماني چه اثري بر ميل جنسي دارد؟

زماني‌كه بچه به‌دنيا مي‌آيد، با مكيدن سينه‌ي مادر نه تنها به غذايش رسيده، بلكه لذت خاصي هم به او دست مي‌دهد. بعد كمي كه بزرگتر مي‌شود مي‌بينم اگر مثلاً زير پاهايش را لمس بكنيم يا نوازش بدهيم، يك قسمت‌هاي خاص بدن بچه اگر ناآرام است، مثلاً به شكم‌اش يا به پشت‌اش دست مي‌زنيم، اين به او آرامش مي‌دهد.

تماس پوستي با بچه.
تماس بدني با بچه. بعد چيز ديگري هم هست. مثلاً مي‌بينيد كه بچه را مادر بغل گرفته، بوي مادر به بچه آرامش مي‌دهد و يا...

تپش قلبش مثلاً.
بويايي يكي از مسائل سكسي است. يكي ديگر هم لمس‌كردن است كه گفتيم و ديگري از طريق دهان، مكيدن، باعث مي‌شود كه اين احساسات سكسي ما رشد بكند.

وقتي بچه به سن يك‌سال و نيم رسيد، مي‌بينيد يواش يواش وقتي بازش مي‌كني از پوشك‌اش، با آلت تناسلي خودش سعي مي‌كند بازي بكند. «مستروبيشن» يا خودارضايي از اين مرحله شروع مي‌شود. ولي چون بچه‌ها اكثراً در پوشك هستند، شايد خيلي فرصت كمي دارند كه بازي بكنند، مي‌بينيد در سنين بعدي بيشتر اين مسأله اتفاق مي‌افتد. از سن چهارسالگي به بعد مي‌بينيد كه بچه احتياج دارد كه توي بغل كس ديگري جز پدر و مادر خودش بنشيند. اين در دخترها بيشتر از پسرهاست. البته من نمي‌خواهم بگويم كه اگر يك بچه‌ي چهارساله تو بغل يك مرد غريبه رفت، بايد بلافاصله سكسي تلقي‌اش كنيم و يا فكر بد بكنيم. اين يك چيز غريزي‌ست، يعني بچه بايد خودش را رشد بدهد و تكامل پيدا بكند از نظر جنسي. بعضي وقت‌ها هم دوست دارد بوس بدهد.

شايد هم يك بخش‌اش هم عاطفي باشد، دوست دارد توجه جلب كند، دوست دارد مهر آن طرف را جلب كند.
همه اين¬ها هست. ولي از نظر علمي مي‌بينيد كه مسأله‌ي سكسؤاليته‌اش هم دارد تكامل پيدا مي‌كند.

وقتي به سن ۴ تا ۶ سالگي رسيد، سعي مي‌كند نه تنها با آلت تناسلي خودش بازي بكند، برايش آلت تناسلي طرف ديگر، كه ممكن است دختر يا پسر باشد، فرقي نمي‌كند، ولي يكي ديگر برايش جالب است. مي‌بينيد بعضي وقت‌ها سؤالاتي از پدر و مادر مي‌كنند. مثلاً وقتي با هم مي‌روند زير دوش از آن‌ها سؤال مي‌كنند كه چرا مال بابا مثلاً يك‌جور ديگرست از مامان يا مثلاً سؤالاتي از اين دست كه من از كجا آمدم، چه جوري آمدم. يعني از نظر فكري تكاملي در مورد سكسؤاليته پيدا مي‌كند.

منظور اين‌جا جنسيت هست بيشتر تا شهوت.
بله. دقيقاً. و چون تربيت‌هاي مختلفي هست، مثلاً اگر بچه با آلت تناسلي يك بچه‌ي ديگر بازي بكند گفته مي‌شود اين كار را نبايد بكني وممنوع‌اش مي‌كنند، بچه يك‌جوري سعي مي‌كند اين را تكاملش بدهد، مثلاً مي‌روند "دكتربازي" مي‌كنند يا "پدرومادربازي" مي‌كنند. يعني باز از نظر جنسي اين تكاملش اين است كه بچه مي‌فهمد يك چيزهايي وجود دارد كه به او احساس لذت مي‌دهد و برايش جذابيت دارد.

از ۶ تا ۸ سالگي مي‌بينيم كه عشق اوليه‌ي بچه‌ها رشد پيدا مي‌كند. همين محبت و مهر كه شما به اشاره كرديد، ولي يك چيزي بيشتر از آن است. اما هنوز مفهوم عشق را زياد نمي‌داند. مي‌بينيد كه بچه‌ها اكثراً مي‌گويند من عاشق مامان هستم، من عاشق بابا هستم و وقتي هم تا از او كمي دور مي‌شوند،‌ مي‌بينيم كه واقعاً كمبود دارند.

و اين رشد پيدا مي‌كند تا سن ۱۰ سالگي كه مي‌بينيم ديگر عاشق پدر و مادر نيست و گذشته است. عاشق كس ديگري مي‌شود كه ممكن است دخترخاله يا پسرخاله‌اش باشد. ولي مفهوم عاشقي را باز به آن‌صورت هنوز نمي‌داند. بعد كنجكاوي بچه زياد است. مثلاً مي‌بينيم وقتي پدر و مادر نمي‌بينند [يا سرش به‌كار خودشان گرم است]، مي‌روند توي دستشويي و سعي مي‌