![]() |
![]() |
|
| """فرياد نزن اي عاشق من صدايت را درون قلب خود مي شنوم """ |
|
فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بنزين - من ترانه 1000 ليتر بنزين دارم - رستگا قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بنزين - ب مثل بنزين -علي بنزيني - بنزيني ها - بازي بنزين - مرد بنزيني - پسر بنزين فروش - دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! - ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين-
|
|
+ نوشته شده در
هفتم تیر 1386ساعت 19 توسط سحر |
|
|
به يارو ميگن ترمز ABS چيه؟
ميگه: ايلده تو پيچ ها كاره يا ابولفضل رو ميكنن !!!!
آقاهه مي ره خارج، ازش مي پرسن اسمت چيه؟ مي گه: يارو از كنار ديوار رد ميشده، يه كاغذ ميافته رو سرش مي ميره، ملت جمع ميشن يارومي افته تو چاه ميگه حالا خدا را شكر كه تهش سوراخ نبود!
سوال روانشناسي: با جواب دادن به اين سوال مي توانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه!
از يكي مي پرسند آيا ماه مسكونيه؟
|
|
+ نوشته شده در
هفتم تیر 1386ساعت 18 توسط سحر |
|
|
به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟ خواجه فالگير : فردا شوهرتون ميميره زن : اينو كه خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟ وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟ معمولا" بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟ كار نيكو كردن از پر كردن است به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟ بيوه به مردي كه نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟ بيوه چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟ آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند ولي زنها از سي هزار كلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزي نيست . فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟ بهترين انتقام از زني كه شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟ بذارين شوهرتون مال اون بمونه مامان ، من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه !؟ بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟ مجرده ! شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده آگهي نيازمندي : به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟ يك شروع خوب وقتي خدا مرد رو آفريد ، داشت تمرين ميكرد مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم زن : خير پيش فرق يك مرد با يك گربه چيه؟ يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده ، اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟ هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟ چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغز |
|
+ نوشته شده در
هفتم تیر 1386ساعت 18 توسط سحر |
|
|
گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان ،مهستي، خواننده مشهور ايراني كه از بيماري سرطان روده رنج مي برد، به سن ۶۱ سالگي درسانتا روزاي كاليفرنيا و با ايمان آوردن به عيسي مسيح در خداوند به خواب رفت . مهستي كه نام اصلي اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او كه خواهر ديگر خواننده محبوب ايراني هايده است، توسط پرويز ياحقي، آهنگساز پر آوازه ايراني، كشف ومعرفي شد. مهستي كار خوانندگي را از برنامه گل هاي رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» كه ساخته پرويز ياحقي بود، شروع كرد. در آغاز، مهستي با مشكلات زيادي از طرف خانواده اش براي شروع كارخوانندگي مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستي تصميم گرفت كه با تصوير جديدي از زن خواننده ايراني پا به عرصه بگذارد. مهستي همواره خود را خواننده اي معرفي مي كرد كه به ارزش هاي خانوادگي احترام مي گذارد. مهستي همزمان با انقلاب در ايران به بريتانيا و سپس به آمريكا مهاجرت كرد.
در سال ۲۰۰۵ ميلادي، به خاطر« يك عمر فعاليت هنري» از مهستي در مجلس باشكوهي در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.
در مارس ۲۰۰۷ مهستي اعلام كرد كه دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش كرد تا جامعه ايراني مقيم آمريكا را بيشتر با بيماري سرطان و نقش تمرين هاي فيزيكي در درمان اين بيماري آشنا كند. مهستي در آخرين سالهاي عمرش به عيسي مسيح ايمان آورد و تعميد يافته بود .
|
|
+ نوشته شده در
ششم تیر 1386ساعت 1 توسط سحر |
|
|
ماه گذشته «مهستي» در دبي چند كنسرت برگزار كرد. آهنگهاي قديم و جديد. بعضي براي آنها كه ميخواستند تجديد خاطره كنند و برخي براي آنهايي كه از ايران آمده بودند تا مهستي را ببينند. شبي كه با مهستي مصاحبه كردم بيرون سالن پر از آدمهايي بود كه ميخواستند با او عكس بگيرند.
«افتخار» يا مهستي خوانندهاي كه با راديو و برنامه گلها پا به عرصه موسيقي گذاشت متولد سال ۱۳۲۵ و خواهر يكي از خوانندههاي به نام ايران يعني هايده است. اين دو خواهر تقريبن سعي كردند در سايه ديگري قرار نگيرند و به هر حال يادمانهاي بسياري را در ترانه براي ايرانيان بر جاي گذاردهاند. امروز هم هستند كساني كه «تنها با گلها»ي او را هنوز زير لب زمزمه ميكنند. مهران خواننده جواني كه همراه او بود، اين مصاحبه را برايم هماهنگ كرد. خيلي دوستانه رفتار كرد و دستم را در دست مهستي گذاشت. مهستي چند ساله كه ميخونه؟ عمر بلندي براي يك خواننده است، نه؟ البته از يك خانم نميشه پرسيد چند سالتونه؟ خانم مهستي يادتون ميياد اولين آهنگي كه خونديد چي بود؟ جوونها الان گلها رو ميشناسن؟
شما ساكن دبي هستيد؟ اما اغلب برنامههاي كنسرتتون رو اينجا برگزار ميكنيد... آخرين باري كه ايران رو ديديد كي بود؟ دلتون تنگ نشده؟ تا به حال براي بازگشت به ايران تلاشي نكرديد؟ كي فكر ميكنيد ميتونيد برگرديد ايران؟ چه خاطراتي رو از ايران با خودتون مرور ميكنيد؟ خانم مهستي غربت يعني چي؟ يه خاطره خوب توي اين بيست و هفت سال؟ هيچ به جاي هايده خونديد؟ |
|
+ نوشته شده در
ششم تیر 1386ساعت 0 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجم تیر 1386ساعت 15 توسط سحر |
|
|
مهستي، خواننده ايران در سن شصت سالگي به دليل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت.
گزارش ها حاكي است كه "مهستي" خواننده مشهور ايراني روز 25 ژوئن درگذشت. مهستي كه نام اصلي اش خديجه (افتخار) دده بالا بود در سال 1946 به دنيا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگي بر اثر ابتلا به بيماري سرطان فوت كرد.
خبر درگذشت اين خواننده قديمي ابتدا در رسانه هاي فارسي زبان منتشر شد، وي از مدتها قبل به دليل ابتلا به سرطان روده بيمار و بستري بود. خديجه دده بالا كه بعدها با روي آوردن به خوانندگي نام هنري مهستي را براي خود برگزيد، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد. مهستي كار خود را در برنامه معروف گل هاي رنگارنگ راديو ملي ايران با آهنگ "آنكه دلم را برده خدايا" آغاز كرد. نخستين آوازهاي او در مجموعه گلها به كارهاي او اعتبار بخشيد و او را به خواننده اي محبوب در دهه هاي چهل و پنجاه بين مردم بدل ساخت و به علاوه راه را براي ورود خواهر بزرگترش، هايده به عالم خوانندگي نيز باز كرد. گفته مي شود كه هايده، خواهر مهستي، كار خود را پنج سال پس از او آغاز كرد.
كمي پس از انقلاب اسلامي ايران، وي به بريتانيا رفت و پس از چند سال به آمريكا مهاجرت كرد. در سال 2005 نيز در اين كشور توسط جمعي از ايرانيان از وي براي 35 سال فعاليت در زمينه موسيقي سنتي و پاپ ايراني تقدير به عمل آمد. از وي 35 آلبوم موسيقي منتشر شده كه اغلب آنها با استقبال روبرو شده است. او در ماه مارس 2007 اعلام كرد كه از چهار سال پيش به بيماري سرطان مبتلا شده است. او در سال هاي پيش از مرگ در "سنتا روزا" در كاليفرنيا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند ديگرش زندگي مي كرد.
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 21 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 21 توسط سحر |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 21 توسط سحر |
|
|
زنهايي كه به دنبال برابري با مردها هستند آرزوي بسيار كوچكي دارند ! زن بدون مرد مثل يك ماهي بدون دوچرخه است ! شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد ، من هم او رابه بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل كردم. پرسش : وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون مي رود چه كار مي كني ؟ پاسخ : در را پشت سرش مي بندم ! مردها از صفت " جوان " براي زنهاي زير 18 سال و مردهاي زير 80 سال استفاده مي كنند !!! تنها 99 درصد مردها هستند كه باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند ! ما نقاط مشترك زيادي با هم داشتيم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!! وقتي مردي به من مي گويد كه مي خواهد همه ي ورق هايش را رو كند هميشه بي اختيار به آستينش نگاه مي كنم !!! اكثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درك نمي كنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!! زن بودن كار بسيار شاقي است ، چون معمولا مستلزم سر و كله زدن با مردهاست !!! |
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 17 توسط سحر |
|
|
آيا ميدانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتيا 60 درصد بيشتر از انواع پژو ميباشد؟(روابط عمومي شركت سايپا)
pppppppppppppppppppppppppp . . . . .
زندگي 2 چيز به من آموخت......................................كه هر چي فكر ميكنم يادم نمياد!
wu da da wu dada ju o na ka آهنگ سريال جواهري در قصر بود.حال كردي؟
جوووووووووووووووووووووووووووووووووو
من ! نفس رو داشتي؟
اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!
سه مدل مي كنمت :
Love 2007 رسيد ! يه دختر بچه گم ميشه پليس ازش ميپرسه آدرست چيه؟ميگه:sara@yahoo.com
|
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
1-حداقلش اينه كه آدم بالاخره يكي رو گير مياره كه با هم بشينن سرش! 2-وقتي آدم خسته مي شه مي تونه بگذاردش كنار بره استراحت كنه بعد كه دوباره حالش سر جاش اومد بياد از اونجايي كه ول كرده بود ادامه بده! 3-اگه كار آدم زود تموم شد احساس شرمندگي نمي كنه! 4-وقتي آدم يه كتاب جديدي رو باز مي كنه لازم نيست نگران اين باشه كه تا حالا كيا خوندنش! 5-با يك فنجون قهوه آدم مي تونه همه شبو كار كنه! 6-آدم مي تونه همراه باهاش هم تلويزيونش رو نگاه كنه و هم شامش رو هم بخوره! 7-آدم مجبور نيست تاريخ چاپ همه كتاباشو يادش بمونه! 8-موقع كار لازم نيست آدم گيلاس عرقش رو بگذاره كنار! 9-اگه آدم تو يه قسمتي ضعيف باشه مي تونه از رفقاش كمك بگيره! 10-آدم هيچ وقت براي نيم ساعت ورق زدن يه كتاب با حال ده هزار تومن پياده نمي شه! 11-اگه رفيق آدم يه كتاب باحال داشته باشه آدم مي تونه براي دو شب ازش قرض بگيردش! 12-واسه باز كردن كتاب آدم مجبور نيست كلي پاي شام تو رستوران پول تاكسي پياده شه! 13-اگه يهو وسط كار ننه باباي آدم سر برسن گندش در نمياد! حالا كي مي گه درس بده؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
به من نيگا نكن آهاي برادر خودت مگه نداري خار و مادر ! ماه و مگه تو نيمه شب نديدي مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟ صورت من يه كم اناري شده يه ريزه هم بتونه كاري شده امل بي سواد ژل نديده دهاتي خنگ ريمل نديده تقصير خياطاي رو سياهه مانتوي من اگه يه كم كوتاهه امون از اين شهر مقرراتي موارد فجيع منكراتي تو كوچه و تو سلف و دانشكده سهم من از خوشگلي نيم درصده خوشگلي تو خونه هم چه فايده مهموني شبونه هم چه فايده بابام كه عاشق چشام نمي شه عاشق لرزش صدام نمي شه برادر پلاسم ام همين طور دوستاي بي كلاسم ام همين طور فقط مي مونه كوچه و خيابون براي عرضه ي قشنگي يامون آهاي مدير پاك با سياست من كجا و اماكن و حراست ؟ هم انقباضيه هم انبساطي كميته ي مخوف انضباطي نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم خوشگلي مو كجا نمايش بدم حيفه جوونامون پسر بميرن كاري كنين جوونا زن بگيرن ....! |
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
مژگان، 29 ساله
در همين حال مژگان 29 ساله كه در زمينه تبليغات فعاليت مي كند مي گويد كه از دوران نوجواني تاكنون دوست پسر داشته و با وجود اطلاع خانواده اش با هيچ مشكل جدي در اين زمينه مواجه نشده است. او مي گويد در نتيجه دليلي نمي بيند كه به ازدواج موقت روي بياورد. به گفته مژگان، او با دوست پسر اخيرش بيش از پنج سال است كه رابطه دارد و با وجود اينكه برخي از اقوام به وي توصيه كرده اند كه به طور رسمي با وي عقد موقت كند وي از اين كار سر باز زده است زيرا علاوه بر اينكه اين امر را تحقيرآميز مي داند، مسبب به وجود آمدن تعهد و مسئوليت هايي دوجانبه اي هم مي شود كه وي فعلا از آنها گريزان است. مژگان مي گويد با اينكه با دوست پسر خود در تمام مراسم ها و مهماني هاي خانوادگي شركت مي كنند ولي هنوز به نتيجه قطعي مبني بر تمايل به ازدواج با وي نرسيده است و با اينكه اين مرد از روابط قبلي وي خبر داشته هنوز رابطه خود را با وي ادامه داده است. مژگان مي گويد با اين حال رفت و آمد با وي در خيابان خالي از خطر نيست و آنها همواره در اين واهمه به سر مي برند كه روزي نيروي انتظامي از آنها سند ازدواج بخواهد. با وجود اين مي گويد از اينكه اين ترس از بازخواست و يا مجازات احتمالي سبب شود كه او دغدغه هايش براي انتخاب همسر را ناديده بگيرد، بيزار است. |
||
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
اين اولين بار نبود كه چنين هشداري از سوي مسؤولان انتظامي و قضايي به جوانان و به ويژه دخترها داده مي شد. سرهنگ تواضعي مثل هميشه پشت ميزش نشسته بود و برگه هاي مقابل رويش را زير و رو مي كرد، ناگهان مانند كسي كه چيز جديدي پيدا كرده باشد، خطاب به خبرنگاران گفت: صبر كنيد، اين موضوع خيلي جديده، اتفاقاً راه پيشگيري هم دارد و حتماً هم بايد از سوي خانواده ها جدي گرفته شود. خبرنگاران كه كم كم آماده مي شدند تا سالن مصاحبه را ترك كنند، روي صندليهاي خود آرام گرفتند و منتظر شدند تا سرهنگ مثل هميشه از جنايتهايي سخن بگويد كه يك سر آن به سهل انگاري شهروندان مربوط مي شود. مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا گفت: بنابر آخرين آمار نيروي انتظامي 40 درصد از فجايع تجاوز به عنف در پي برقراري دوستي هاي پنهان و خياباني و با وعده ازدواج اتفاق مي افتد. * ماجرا جدي است امروز گسترش برقراري ارتباطات ميان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني منجر شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تأكيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي كرده و قرباني را در برابر كار انجام شده قرار دهند. وقوع اين قبيل حوادث در حالي است كه نقش قرباني را نمي توان انكار كرد؛ زيرا براساس بررسيهاي صورت گرفته در بسياري موارد، فرد خود زمينه ارتكاب جرم را براي طرف مقابل ايجاد مي كند. سرهنگ علي تواضعي در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال كرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي كنند. وي مي افزايد: براساس گزارشهاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تأثير قرصهاي موسوم به اكس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروكه و خالي از سكنه رفته و در همانجا از سوي يك يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند. وي خطاب به والدين نيز اظهار مي دارد: خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بيشتر از آنها مي توانند تا حد قابل توجهي از آسيبهاي احتمالي جلوگيري كنند. سرهنگ تواضعي در ادامه تصريح مي كند: دختران جوان هوشيار باشند كه دوستي هاي خياباني و روابط پنهان كه بعضاً از طريق اينترنت، چت، ارسال پيامهاي كوتاه از طريق تلفن همراه آغاز مي شود، خود شروعي براي ارتكاب جرم است؛ زيرا مروري بر پرونده هاي موجود در آگاهي نشان مي دهد، خطاهاي رفتاري، افراد را در دام شكارچيان مجرم گرفتار مي كند. شايد جوان بودن نگارنده باعث شده تا با حضور در ميان اين قشر از سويي و حضور در ادارات انتظامي از جمله آگاهي و مفاسد اجتماعي و كلانتريها بتواند با مشكلات و مسايل آنها بيشتر آشنا شود. در اين بين شاهد بسياري از دختراني بوده ايم كه گوهر عفت خود را فداي يك لحظه غفلت كرده اند. بيشتر دختراني كه ماجراي ارتباط خود را بيان مي كنند، مي گويند «او به من گفت كه ما با هم ازدواج خواهيم كرد». اما تجربه نشان داده كه بيشتر دوستي هايي كه در كوچه و خيابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل كار رخ داده، به ازدواج ختم نمي شود، چرا كه همه مردم به طور فطري ارزش پاك بودن را مي دانند، بنابراين همان جواني كه قبل از ازدواج ممكن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش مي خواهد كه براي او دختر پاك و مؤمن انتخاب كند. وقتي از آنها مي پرسي كه چرا با يكي از همان دخترهايي كه دوست بودي، ازدواج نمي كني، پاسخ مي دهند: «كسي كه با من دوست بوده، هيچ بعيد نيست با شخص ديگري هم دوست بوده باشد، اين جور دخترها به درد ازدواج نمي خورند.» البته در پاره اي موارد هم دوستي هاي خياباني منجر به ازدواج شده و تا حدي آنان در زندگي زناشويي موفق بوده اند. اين مشاور و مددكار تصريح مي كند: برخي اظهار مي دارند كه دوستي من به خاطر اين بوده كه مي خواستم او را بشناسم كه به نظر من اين شيوه ساده لوحانه مي آيد؛ چرا كه هرگز كسي كه براي ايجاد چنين ارتباطي تلاش كرده، حاضر نمي شود فهرستي از معايب و نقايص خود را در اختيار طرف مقابل قرار دهد، بلكه او در اولين برخورد سعي مي كند علايق و سلايق طرف مقابل را بشناسد و آن چنان باشد كه شما مي خواهيد نه آن چنان كه در واقع هست. * پارتيهاي خطرناك برخي از دوستي هاي ميان دختر و پسرها، به ويژه در ميان اقشاري كه تلاش مي كنند به اصطلاح به روزتر زندگي كنند، در پارتيها و ميهمانيهاي دوستانه اتفاق مي افتد. اين مسأله به ويژه در ميان افراد مرفه و كساني كه امكان برگزاري چنين پارتيها يا شركت در آنها را دارند، بسيار بيشتر ديده مي شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول يعني نحوه آشنايي و آغاز دوستي است و ادامه داستان درست مشابه دوستي هاي پنهاني و خياباني است. كاشفي، يك پژوهشگر اجتماعي با تحقيقي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دريافته كه حدود 56 درصد جوانان علاقه دارند كه همراه با دوستانشان در ميهماني هاي شبانه شركت كنند، همچنين 6/42 درصد از اين عده بيش از يك بار در ميهمانيهاي مختلط شركت كرده اند. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي كه حضور در پارتيهاي مختلط را تجربه كرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند كه از ترس خانواده در چنين جشنهايي شركت نمي كنند و 12 درصد اصلاً تمايلي به حضور در ميهمانيهاي مختلط نداشته اند. روزبه، يك جوان دانشجو كه در اين پارتيها شركت داشته در اين خصوص مي گويد: اصولاً چند نوع مختلف از ميهمانيهاي اين چنيني برگزار مي شود. اول جشنهايي كه با عنوان تولد يا فارغ التحصيلي و امثال آن برپا شده و همه چيز در افراطي ترين شكل آن به دست دادن، روبوسي و رقص ختم مي شود. وي مي افزايد: اكس پارتي نوع هيجان انگيزتر اين پارتيهاست كه در اين گونه جشن ها اغلب از ميهمانان با قرصهاي اكس پذيرايي مي شود تا با انرژي مضاعف در ميان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناك اين گونه پارتيها «سكس پارتي» است كه در آن همه چيز از كنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زيانباري محتمل به نظر مي رسد. * پايان زيانبار به طور قطع نمي توان پايان اين قبيل دوستي ها را ازدواج، خوشبختي و يا زندگي رويايي تصور كرد، بلكه بيشتر بايد كلانتري، آگاهي، دايره مفاسد اجتماعي و دادگاه را پيش چشم ديد؛ زيرا نگارنده حداقل در صدها پرونده شاهد بوده كه پايان چنين دوستي هايي بر اين اماكن ختم شده است. اينكه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله اي جداست كه در دادگاه به آن رسيدگي مي شود، اما بد نيست حداقل براي روشن شدن ذهنتان بدانيد كه بيشترين موارد اين چنيني با آزار و اذيت دختر توسط پسر و دوستان وي همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دليل رابطه پنهاني نتوانسته ادعاي خود را مبني بر به عنف بودن آزار و اذيت اثبات كند. گذشته از اينها اين گونه ارتباطها اثرات سوء ديگري هم دارند كه عبدالرضا حسيني به پاره اي از آنها اشاره مي كند. اين كارشناس مددكاري مي گويد: دوستي هاي خياباني با افراد مختلف در دخترها ايجاد يك احساس كاذب و رويايي براي انتخاب مرد ايده آل مي كند كه اندك اندك باعث مي شود تا به هر مردي جواب مثبت ندهند و اگر هم به كسي پاسخ مثبت دادند، پس از مدتي زندگي و مقايسه او با دوستاني كه داشتند، او را خارج از ايده آلها ديده، به تفاهم نرسند. وي مي افزايد: در برخي موارد نيز ممكن است تعدادي از همسايگان يا اقوام از ماجراي اين دوستي ها باخبر شوند و آن وقت كافي است كه خواستگاري براي تحقيق به آنها مراجعه كند و آنها از سر دلسوزي يا حسادت ماجرا را با آب و تاب بيشتري براي آنها بازگو كنند، قطعاً در اين شرايط هيچ مرد معتقدي اين دختر را براي زندگي انتخاب نخواهد كرد. حسيني معتقد است عواقب وخيم تر از اينها هم وجود دارد كه ذكر برخي از آنها عبرت آموز است. وي مي گويد: برخي دختران در دوران دوستي خود با پسري مقداري عكس و فيلم تهيه مي كنند كه عمدتاً نزد پسر باقي مي ماند و او مي تواند از اين تصاوير نهايت سوء استفاده را بنمايد، مثلاً آنها را در اينترنت قرار داده يا به وسيله آنها از دختر و خانواده اش اخاذي كند. * پس پليس كجاست؟ در اين موارد بايد اين پاسخ را بيان كرد كه دوستي هاي پنهاني وقتي براي خانواده كه از همه به دختر نزديكتر است، پنهان مي ماند چگونه ممكن است براي پليس قابل كشف باشد، هر چند كه در شرايط كنوني نيز مأموران پليس هر روز تعدادي از اين دخترها را همراه پسرها دستگير مي كنند، اما تا زماني كه اتفاقي نيفتاده، خانواده ها با حضور در مراكز انتظامي حتي به مأموران متعرض هم مي شوند كه چرا هر جا يك دختر و پسر را مي بينيد بازداشت مي كنيد آنها كه جرمي مرتكب نشده اند. پليس زماني متوجه بروز حادثه مي شود كه جرم واقع شده و دختر و خانواده اش براي شكاي پايان غم انگيز داستانهاي دوستي خياباني اين اولين بار نبود كه چنين هشداري از سوي مسؤولان انتظامي و قضايي به جوانان و به ويژه دخترها داده مي شد. سرهنگ تواضعي مثل هميشه پشت ميزش نشسته بود و برگه هاي مقابل رويش را زير و رو مي كرد، ناگهان مانند كسي كه چيز جديدي پيدا كرده باشد، خطاب به خبرنگاران گفت: صبر كنيد، اين موضوع خيلي جديده، اتفاقاً راه پيشگيري هم دارد و حتماً هم بايد از سوي خانواده ها جدي گرفته شود. خبرنگاران كه كم كم آماده مي شدند تا سالن مصاحبه را ترك كنند، روي صندليهاي خود آرام گرفتند و منتظر شدند تا سرهنگ مثل هميشه از جنايتهايي سخن بگويد كه يك سر آن به سهل انگاري شهروندان مربوط مي شود. مديركل مبارزه با جرايم جنايي ناجا گفت: بنابر آخرين آمار نيروي انتظامي 40 درصد از فجايع تجاوز به عنف در پي برقراري دوستي هاي پنهان و خياباني و با وعده ازدواج اتفاق مي افتد. * ماجرا جدي است امروز گسترش برقراري ارتباطات ميان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني منجر شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تأكيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي كرده و قرباني را در برابر كار انجام شده قرار دهند. وقوع اين قبيل حوادث در حالي است كه نقش قرباني را نمي توان انكار كرد؛ زيرا براساس بررسيهاي صورت گرفته در بسياري موارد، فرد خود زمينه ارتكاب جرم را براي طرف مقابل ايجاد مي كند. سرهنگ علي تواضعي در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال كرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي كنند. وي مي افزايد: براساس گزارشهاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تأثير قرصهاي موسوم به اكس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروكه و خالي از سكنه رفته و در همانجا از سوي يك يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند. وي خطاب به والدين نيز اظهار مي دارد: خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بيشتر از آنها مي توانند تا حد قابل توجهي از آسيبهاي احتمالي جلوگيري كنند. سرهنگ تواضعي در ادامه تصريح مي كند: دختران جوان هوشيار باشند كه دوستي هاي خياباني و روابط پنهان كه بعضاً از طريق اينترنت، چت، ارسال پيامهاي كوتاه از طريق تلفن همراه آغاز مي شود، خود شروعي براي ارتكاب جرم است؛ زيرا مروري بر پرونده هاي موجود در آگاهي نشان مي دهد، خطاهاي رفتاري، افراد را در دام شكارچيان مجرم گرفتار مي كند. شايد جوان بودن نگارنده باعث شده تا با حضور در ميان اين قشر از سويي و حضور در ادارات انتظامي از جمله آگاهي و مفاسد اجتماعي و كلانتريها بتواند با مشكلات و مسايل آنها بيشتر آشنا شود. در اين بين شاهد بسياري از دختراني بوده ايم كه گوهر عفت خود را فداي يك لحظه غفلت كرده اند. بيشتر دختراني كه ماجراي ارتباط خود را بيان مي كنند، مي گويند «او به من گفت كه ما با هم ازدواج خواهيم كرد». اما تجربه نشان داده كه بيشتر دوستي هايي كه در كوچه و خيابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل كار رخ داده، به ازدواج ختم نمي شود، چرا كه همه مردم به طور فطري ارزش پاك بودن را مي دانند، بنابراين همان جواني كه قبل از ازدواج ممكن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش مي خواهد كه براي او دختر پاك و مؤمن انتخاب كند. وقتي از آنها مي پرسي كه چرا با يكي از همان دخترهايي كه دوست بودي، ازدواج نمي كني، پاسخ مي دهند: «كسي كه با من دوست بوده، هيچ بعيد نيست با شخص ديگري هم دوست بوده باشد، اين جور دخترها به درد ازدواج نمي خورند.» البته در پاره اي موارد هم دوستي هاي خياباني منجر به ازدواج شده و تا حدي آنان در زندگي زناشويي موفق بوده اند. اين مشاور و مددكار تصريح مي كند: برخي اظهار مي دارند كه دوستي من به خاطر اين بوده كه مي خواستم او را بشناسم كه به نظر من اين شيوه ساده لوحانه مي آيد؛ چرا كه هرگز كسي كه براي ايجاد چنين ارتباطي تلاش كرده، حاضر نمي شود فهرستي از معايب و نقايص خود را در اختيار طرف مقابل قرار دهد، بلكه او در اولين برخورد سعي مي كند علايق و سلايق طرف مقابل را بشناسد و آن چنان باشد كه شما مي خواهيد نه آن چنان كه در واقع هست. * پارتيهاي خطرناك برخي از دوستي هاي ميان دختر و پسرها، به ويژه در ميان اقشاري كه تلاش مي كنند به اصطلاح به روزتر زندگي كنند، در پارتيها و ميهمانيهاي دوستانه اتفاق مي افتد. اين مسأله به ويژه در ميان افراد مرفه و كساني كه امكان برگزاري چنين پارتيها يا شركت در آنها را دارند، بسيار بيشتر ديده مي شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول يعني نحوه آشنايي و آغاز دوستي است و ادامه داستان درست مشابه دوستي هاي پنهاني و خياباني است. كاشفي، يك پژوهشگر اجتماعي با تحقيقي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دريافته كه حدود 56 درصد جوانان علاقه دارند كه همراه با دوستانشان در ميهماني هاي شبانه شركت كنند، همچنين 6/42 درصد از اين عده بيش از يك بار در ميهمانيهاي مختلط شركت كرده اند. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي كه حضور در پارتيهاي مختلط را تجربه كرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند كه از ترس خانواده در چنين جشنهايي شركت نمي كنند و 12 درصد اصلاً تمايلي به حضور در ميهمانيهاي مختلط نداشته اند. روزبه، يك جوان دانشجو كه در اين پارتيها شركت داشته در اين خصوص مي گويد: اصولاً چند نوع مختلف از ميهمانيهاي اين چنيني برگزار مي شود. اول جشنهايي كه با عنوان تولد يا فارغ التحصيلي و امثال آن برپا شده و همه چيز در افراطي ترين شكل آن به دست دادن، روبوسي و رقص ختم مي شود. وي مي افزايد: اكس پارتي نوع هيجان انگيزتر اين پارتيهاست كه در اين گونه جشن ها اغلب از ميهمانان با قرصهاي اكس پذيرايي مي شود تا با انرژي مضاعف در ميان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناك اين گونه پارتيها «سكس پارتي» است كه در آن همه چيز از كنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زيانباري محتمل به نظر مي رسد. * پايان زيانبار به طور قطع نمي توان پايان اين قبيل دوستي ها را ازدواج، خوشبختي و يا زندگي رويايي تصور كرد، بلكه بيشتر بايد كلانتري، آگاهي، دايره مفاسد اجتماعي و دادگاه را پيش چشم ديد؛ زيرا نگارنده حداقل در صدها پرونده شاهد بوده كه پايان چنين دوستي هايي بر اين اماكن ختم شده است. اينكه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله اي جداست كه در دادگاه به آن رسيدگي مي شود، اما بد نيست حداقل براي روشن شدن ذهنتان بدانيد كه بيشترين موارد اين چنيني با آزار و اذيت دختر توسط پسر و دوستان وي همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دليل رابطه پنهاني نتوانسته ادعاي خود را مبني بر به عنف بودن آزار و اذيت اثبات كند. گذشته از اينها اين گونه ارتباطها اثرات سوء ديگري هم دارند كه عبدالرضا حسيني به پاره اي از آنها اشاره مي كند. اين كارشناس مددكاري مي گويد: دوستي هاي خياباني با افراد مختلف در دخترها ايجاد يك احساس كاذب و رويايي براي انتخاب مرد ايده آل مي كند كه اندك اندك باعث مي شود تا به هر مردي جواب مثبت ندهند و اگر هم به كسي پاسخ مثبت دادند، پس از مدتي زندگي و مقايسه او با دوستاني كه داشتند، او را خارج از ايده آلها ديده، به تفاهم نرسند. وي مي افزايد: در برخي موارد نيز ممكن است تعدادي از همسايگان يا اقوام از ماجراي اين دوستي ها باخبر شوند و آن وقت كافي است كه خواستگاري براي تحقيق به آنها مراجعه كند و آنها از سر دلسوزي يا حسادت ماجرا را با آب و تاب بيشتري براي آنها بازگو كنند، قطعاً در اين شرايط هيچ مرد معتقدي اين دختر را براي زندگي انتخاب نخواهد كرد. حسيني معتقد است عواقب وخيم تر از اينها هم وجود دارد كه ذكر برخي از آنها عبرت آموز است. وي مي گويد: برخي دختران در دوران دوستي خود با پسري مقداري عكس و فيلم تهيه مي كنند كه عمدتاً نزد پسر باقي مي ماند و او مي تواند از اين تصاوير نهايت سوء استفاده را بنمايد، مثلاً آنها را در اينترنت قرار داده يا به وسيله آنها از دختر و خانواده اش اخاذي كند. * پس پليس كجاست؟ در اين موارد بايد اين پاسخ را بيان كرد كه دوستي هاي پنهاني وقتي براي خانواده كه از همه به دختر نزديكتر است، پنهان مي ماند چگونه ممكن است براي پليس قابل كشف باشد، هر چند كه در شرايط كنوني نيز مأموران پليس هر روز تعدادي از اين دخترها را همراه پسرها دستگير مي كنند، اما تا زماني كه اتفاقي نيفتاده، خانواده ها با حضور در مراكز انتظامي حتي به مأموران متعرض هم مي شوند كه چرا هر جا يك دختر و پسر را مي بينيد بازداشت مي كنيد آنها كه جرمي مرتكب نشده اند. پليس زماني متوجه بروز حادثه مي شود كه جرم واقع شده و دختر و خانواده اش براي شكايت از كسي كه اكنون شايد متواري شده يا در دسترس نيست، به آگاهي يا كلانتري مراجعه كرده اند. هر چند پليس در اين بخش نتوانسته به طور كامل و صد درصد موفق باشد، اما حتي با دستگيري فرد متجاوز نيز هيچ مشكلي از دختر و خانواده اش حل نمي شود، بنابراين در اين جرايم كه يك پاي آن دختر است و حداقل در زمينه سازي آن شريك است، پيشگيري با آموزش و فرهنگ سازي بهتر از هر چيزي جواب مي دهد و خانواده مي تواند عمده ترين نهاد مؤثر در كاهش جرم باشد. ت از كسي كه اكنون شايد متواري شده يا در دسترس نيست، به آگاهي يا كلانتري مراجعه كرده اند. هر چند پليس در اين بخش نتوانسته به طور كامل و صد درصد موفق باشد، اما حتي با دستگيري فرد متجاوز نيز هيچ مشكلي از دختر و خانواده اش حل نمي شود، بنابراين در اين جرايم كه يك پاي آن دختر است و حداقل در زمينه سازي آن شريك است، پيشگيري با آموزش و فرهنگ سازي بهتر از هر چيزي جواب مي دهد و خانواده مي تواند عمده ترين نهاد مؤثر در كاهش جرم باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارم تیر 1386ساعت 16 توسط سحر |
|
|
جنسيت. مرور مختصر بر اين موضوع را از شناخت تن يك فرد آغاز كرديم و به روان فرد رسيديم. توجه داريم كه جان و بدن به واقع مقولههايي ازهم گسسته نيستند. از انسان جز يگانه واحدي در يك قالب با عنوان آدم نميشناسيم. اما اگر حتا بتوانيم تن و روان را دو بخش بخوانيم، رابطهي اين دو و اثر متقابلشان را بر ميل جنسي، بهقدر بضاعت دو برنامهي راديويي تا بدينجا پيش بردهايم كه: گفتم مطالعهي روان؛ بهخاطر داريد كه از چارچوب فكري بنيانگذار اتريشي علم روانكاوي ياد كرديم؛ زيگموند فرويد. در وادي فرد، اينبار نيز محور سخنمان روان است. پس شايد بد نيست اينجا گريزي بزنيم به تعريف مقدماتي چند رشتهي علمي كه مطالعه و تحقيق در آنها بر روان انسان متمركز است. اما تفاوتهايي نيز باهم دارند. يك روانپزشك پس از فارغالتحصيلي از دورهي حدوداً هفتسالهي عمومي دكتراي پزشكي و بعد از كسب شناخت بنيادي آناتومي بدن، شاخهي روانپزشكي را دستكم سهسال بهعنوان مرحلهي تخصصي خود ميگذراند. اما يك روانشناس، بدون تحصيلات پزشكي معمولاً ابتدا در مقطع ليسانس يا كارشناسي وارد دانشگاه ميشود و البته ميتواند در همين رشته تا دكتري يا بيشتر پيش رود. مواد عمدهي درسي اين رشته در عيني كه بهمعناي تخصصي آن چندان مربوط به بدن نيست، پايههاي اوليهي شناخت سازوكارهاي بخش ذهني انسان را پيش ميكشد. روانشناسي ابتدايي است. فقط ياد ميگيري كه چه جوري مثلاً هوش يك انسان را آزمايش بكني، كه مثلاً آيكيوش چقدر است. روي كاغذ ياد ميگيري كه تست انجام بدهي. ولي وقتي ميخواهي واقعاً از نظر رواني صحبت بكني و روانكاوي بكني و تجزيه و تحليلاش بكني، اول كه چهارسال روانشناسي را خواندي، بعد از آن بايد چهارسال اين روانكاوي را بخواني. وقتي ميخواهي روانكاوي بخواني، خودت بايد اول بروي زير تراپي، مشاور. چون بهعنوان روانكاو تو بايد بداني نقطهي ضعفهايت و نقطهي قوتهايت چيست كه بتواني مريض را راحتتر كم كني.
و فرقش با روانپزشكي؟ عمل يا رابطهي جنسي چه اهميتي دارد؟ يعني سكس را يك نياز ثانوي ميبينيد؟ چون وقتي كسي استرس داشته باشد، وقتي فكرهاي ديگر داشته باشد، مجالي براي نشاندادن كشش سكسي او كم ميشود. بنابراين آيا مي تونيم بگيم كه نياز بعدي هست؟ يعني اگر بگوييم نيازهاي اوليه چيزهاييست مثل هوا، غذا و نياز بعدي احساس امنيت، نياز سكس در كدام مرحله قرار ميگيرد؟ خانم دكتر، فرويد ميگويد كه بيس رفتارهاي بزرگسالي، در ذهنيت كودك شكل ميگيرد كه چه نوع رابطهي سكسي داشته يا حوادث مربوط به امور جنسي برايش پيش آمده. بنابراين تئوري فرويد هم قطعي نيست، بستگي به آدمهاي مختلف دارد؟ به آغاز بحث بازگرديم. اساساً سكس چيست؟ بنابه تعاريف علمي اين مفهوم، چهگونه رفتاري را ميتوان رفتار جنسيتي خواند يا آن را بروز شهوت جنسي دانست؟ آيا لذت جنسي تنها با تماس اندامهاي خاصي حاصل ميشود؟ غير از حواس پنجگانه، كدام بخش وجود ما در اين حالت فعاليت پيدا ميكنند يا بهكار گرفته ميشوند؟ «سن و سكس» اكنون بينيم تمايل جنسي آيا در سنين مختلف متفاوت است؟ البته! ولي چگونه؟ تماس پوستي با بچه. تپش قلبش مثلاً. شايد هم يك بخشاش هم عاطفي باشد، دوست دارد توجه جلب كند، دوست دارد مهر آن طرف را جلب كند. منظور اينجا جنسيت هست بيشتر تا شهوت. |