تبليغاتX
من صدايت را درون قلب خود مي شنوم

من صدايت را درون قلب خود مي شنوم

"""فرياد نزن اي عاشق من صدايت را درون قلب خود مي شنوم """

in wblog 2 bare tatil shod
+ نوشته شده در  دهم آذر 1386ساعت 22  توسط سحر  | 

fuck

چقدر سخته تو چشمهای کسی که تمام عشقت رو ازت

دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد

ذل بزنی و به جای این که لبریز از کینه و نفرت بشی

حس کنی که هنوزم دوستش داری

fuck

+ نوشته شده در  دهم آبان 1386ساعت 18  توسط سحر  | 

وای باران ! باران

ولی بازم دمت گرم اگه دلی بود شکوندی

وای باران ! باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران، باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رویای فراموشی هاست
خواب را دریابم
که درآن دولت خاموشی هاست
با تو در خواب ، مرا
لذت ناب هماغوشی هاست
از گریبان تو صبح صادق
میگشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
نه ، از آن پاکتری
تو بهاری؟
نه ، بهاران از توست

+ نوشته شده در  سوم آبان 1386ساعت 23  توسط سحر 

خواستم

 

 گریه شده کار من و غصه شده هم دم من قطره اشک تو چشم هام شده شریک غم من

خواستم با اسم تو احساس را حیران کنم

                                               عشق را در جشم مشکی بین تو آسان کنم

شب به همراه دلم سازم خیال روی تو

                                               روز در شوق و صالت عمر را ویران کنم

هستی ام بخشم که عزرم را ببخشایی و باز

                                                  با کدام مهر تو  جان در تن بیجان کنم

آن قدر گرمی ببخشم بر دل ناباورت

                                             تا که رویای تو را در دیده ات سوزان کنم

خواستم ،اما عزیزم دل توانستن کجا

                                           کی تو بودی ،اهل دل تا جان سر پیمان کنم 

 

ببین چگونه سیل اشکم شده روونه

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1386ساعت 23  توسط سحر 

بعد از این همه مدت اومدم نمی دونم چی بنویسم

 فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

 

+ نوشته شده در  نهم مهر 1386ساعت 1  توسط سحر  | 

ایست

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

بعدا میام می ترکونم

زندگی رویا نیست زندگی زیبایی است

می توان بر د رختی تهی از بار زدن پیوندی !

می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بزری ریخت

می توان از میان فاصله ها را بر داشت

دل من با دل تو هر دو بیزار از این فاصله هاست

 

 

+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1386ساعت 16  توسط سحر  | 

salyjon5653.blogfa.com

سالها بود تو را می کردم

همه شب تا به سحر گاه دعا

یادت هست که به من می دادی

درس ازادگی و مهر و وفا

همه کردند تو را پس چه سبب من نکنم

وصف گل رخ هم چون زیبای تو را

عاقبت تا به ته دسته فرو خواهم کرد

نوک خنجر به گلو گاه خود از خصم نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود

قد رعنای تو از این در گاه

salyjon5653.blogfa.com

+ نوشته شده در  بیست و ششم مرداد 1386ساعت 23  توسط سحر 

یا سا شا سو ما

salyjon5653.blogfa.com

بقیه اش را خودت یواشکی ببین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و سوم مرداد 1386ساعت 19  توسط سحر 

بودی یا نبودی ؟

salyjon5653.blogfa.com

با دلی شاد به امید وصالی که ندیدم امدم

تا به سرای تو در خانه نبودی

حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم

بلکه بودی و  در خانه برویم نگشودی

اشک زد حلقه بچشم من و اهم به لب امد

نا گهان غیبت تو بست به دل راه امیدم

نا امیدانه زدم تیکه به دیوار ز حسرت

رنج حرمان نکشیدی که بدانی چه کشیدم

 salyjon5653.blogfa.com

salyjon5653.blogfa.com

+ نوشته شده در  بیست و دوم مرداد 1386ساعت 23  توسط سحر 

برای تشکر از راد عزیزم

salyjon5653.blogfa.comتمام این جملات زیبا را راد عزیزم  برای من نوشته بود من یک جا جمع کردم مرسی عزیزم به خاطره لطف بی پایانت یک دنیا ممنون

 

بزرگترين گناه: سکوت... بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم... بزرگترين سرمايه: دوست... بزرگترين اسرار: صداقت... بزرگترين افتخار: عاشق شدن... بزرگترین هنرعاشق ماندن

اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟چه دنيا یی

بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید،چشم بیاندازید و دل نبازید،که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند

هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از
عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را

آبي تر از آنيم كه بيرنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد

salyjon.blogfa.com

+ نوشته شده در  هفدهم مرداد 1386ساعت 2  توسط سحر 

به دادش برسید

salyjon5653.blogfa.comsalyjon5653.blogfa.com

 

یک نفر سوخته جان است به دادش برسید

خسته از هر دو جهان است به دادش برسید

 

 

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1386ساعت 20  توسط سحر  | 

ببخشید مرا ...

salyjon5653.blogfa.com

این غزل ها همه مستند ببخشید مرا

همگی باده پرستند ببخشید مرا

اگر این گونه پریشان زده و بی تابند

بال و پر سوخته هستند ببخشید مرا

این غزل ها که پر از عشق و جنونند همه

حرمت عقل شکستند ببخشید مرا

پیش از انی که بیایی همه عاقل بودند

لحظه ای با تو نشستند و ببخشید مرا

salyjon5653.blogfa.com

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1386ساعت 20  توسط سحر  | 

salyjon5653.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

salyjon5653.blogfa.com

گفتی که دوست داری

به راههای عمیق دشتها بنگری

به ان راههای پر طراوت

که عابران ناشناس بسیاری از انها گذشته اند

اما راههای دیگری نیز وجود دارند

راههای پیچ در پیچ,درون دشت قلب ما

که بیشتر رهگذران قدیمی ان

امروز گم هستندو ناپیدا...

کودکان تنها,همسران سپیدموی

مردان و زنانی که دیروز جوان بودند

و دوستانی که زمانی در کنار ما بودند...

جای قدمهای انان هنوز در دشت قلب ماست

در سالگرد عبورشان نگذاریم که این جاده ها

مطرود و خالی بمانند

به دنبال مسافری باشیم هر چند غریب

هرچند پرشتاب...

اما کسی که لحظه ای از جاده قلب ما بگذرد...

+ نوشته شده در  نهم مرداد 1386ساعت 16  توسط سحر  | 

در اخرين لحظه ديدار

salyjon5653.blogfa.com

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن

salyjon5653.blogfa.com

+ نوشته شده در  نهم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر  | 

جوانی

salyjon5653.blogfa.com

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب  به تو می اندیشم

به همان سایه همان ماه همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم میگیری

شبحی چند شب است افت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

یک نفر ساده چنان ساده که از ساده گی اش

می توان یک شب پی برد به دل داده گی اش

یک نفر سبز چنان سبز که از سر سبزیش

 می توان پل از از احساس  خدا تا دل ریش

ای بی رنگ تر از ایینه یک لحظه بایست

راستی ! ان شبح هر شب تصویر تو نیست

اگر ان حادثه ی هرشب تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و ایینه اینقدر یکیست ؟

حتم دارم که تویی ان شبح ایینه پوش

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

 

+ نوشته شده در  نهم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر  | 

گفتي خداحافظ .. گفتم خداحافظ

salyjon5653.blogfa.com

از پشت شيشه، تصوير اين شهر، دلگير هميشه

شهر غريب، دلهاي غمگين، هواي بي تو، هواي سنگين

خونه ي بي تو، مثل يه زندون، حيف من و تو، حيف عشقمون

salyjon5653.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  ششم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر  | 

عشق يعني خاطرات بي غبار

  salyjon5653.bloga.com       salyjon5653.blogfa.com                     

 

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق
يعني يك تمنا، يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق
يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق
يعني ملتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق
يعني عطر خجلت... شور عشق
گرمي دست تو در آغوش
عشق

عشق
يعني «بي تو هرگز ... پس بمان»
تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق
يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

 salyjon5653.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  ششم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر  | 

مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم ...

salyjon5653.blogfa.com

هیچ کس درد دل زندانی ام را حس نکرد*:*:*نم نم این دیده بارانی ام را حس نکرد
رنگ و رویم شاد و گلگون بود اما یک نفر*:*:*عمق خط مانده بر پیشانی ام را حس نکرد
چون درختی تشنه در صحرای حیرت سوختم*:*:*رهگذاری آتش پنهانی ام را حس نکرد
مثل دیواری نموری عاقبت ویران شدم*:*:*سرزمین عشق هم ویرانی ام را حس نکرد
در سکوتم ناله امواج اقیانوس بود*:*:*ساحلی این سینه توفانی ام را حس نکرد
با همه همراه و هم آواز بودم لیک حیف*:*:*گوش دل حتی مخالف خوانی ام را حس نکرد
مانده ام تنهای تنها در قفس باور کنید*:*:*هیچ کس درد دل زندانی ام را حس نکرد

salyjon5653.blogfa.com

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست
ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

+ نوشته شده در  ششم مرداد 1386ساعت 15  توسط سحر  | 

بوسه

salyjon5653.blogfa.com

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب
عشق

بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب
عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن


بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني
عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني
عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از
دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

 salyjon5653.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1386ساعت 16  توسط سحر  |